تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
مدّت تقريباً يك شبانه روز اين پيله دور او را كاملًا احاطه كرده و كم كم اين كرم بلند قامت كوتاه مىشود ، و تا هنگامى كه پيله تماماً تنيده شد تقريباً قامتش به اندازهء ثلث قامت اصلى او مىشود . در وقتى كه پيله كاملًا تنيده شد حيوان در داخل آن مىخوابد ؛ خوابى طولانى كه به مدّت تقريباً بيست روز طول مىكشد . امّا در اين مدّت ديگر اين حيوان به شكل كرم نيست ، چنان در خودش جمع شده و سر و پاها و دستهايش در بدنش فرو رفته و به اندازه‌اى كوتاه شده كه هيچ شباهت با آن كرم سابق ندارد . در ازايش تقريباً يك سانتيمتر ، و اگر پيله را بشكافند مىبينند اين حيوان به صورت يك دانه لوبياى سوخته يا به صورت يك دانه تخم زنبور درآمده و به تمام معنى خشك شده و مرده است . اين حيوان به هيچ چيز شبيه نيست جز يك موجود جامد مرده ، امّا مرده نيست ؛ در داخل پيله چه سيرها دارد ، چه حركتهائى در جوهرهء وجودش موجود است كه در هر لحظه او را از مرحله‌اى به مرحلهء ديگر كشانده و از حالى به حال ديگر تحويل داده و در مقام سير تكاملىِ وجود او پيوسته او را به أعلى مدارج نزديك مىسازد . تا اينكه كم كم زنده مىشود و سر از اين خواب گران بر ميدارد ، و قبر خود را با لعاب دهان خود مىشكافد و از پيله و قبر خارج شده و در صحراى محشر حاضر مىشود . ولى عجيب شكلى پيدا كرده و عجيب سيمائى به هم زده است ! آن كرم دراز در اين هنگام يك پروانه است . دو بال بزرگ دارد ،