عالم برزخ سر و كارى پيدا كرده ، با أرواح تكلّم نموده ، كيفيّت محاسبات عالم قبر كه همان عالم برزخست را براى ما بيان كردهاند .
و اين افراد اوّلًا آنقدر حائز مقام عدالت و تقوى و صدق بودهاند كه در هزار هزار احتمال ، يك احتمال دروغ در آنها نمىرود . و ثانياً اين افراد گرچه نسبت به قاطبهء مردم و عامّهء آنها مردمى اندكاند ولى فى حدّ نفسه افراد كثيرى بودهاند . و ثالثاً كيفيّت إخبار اينها نيز از نقطهء نظر بيان واقع ، با يكدگر مشابه و بصور و اشكال مختلفى هر يك براى ما از آن پردهء غيب داستانهائى بيان كردهاند .
داستان محدّث قمّى در وادى السّلام نجف
مرحوم محدّث قمّى صاحب تأليفات نافعه مانند « سفينة البحار » و « الكُنى و الالقاب » و غيرها كه در ورع و تقوى و صدق ايشان بين قاطبهء اهل علم ، ايرادى نبوده است ؛ افراد موثّقى از خود او بدون واسطهء نقل كردند كه او ميگفت :
روزى در وادى السّلام نجف أشرف براى زيارت اهل قبور و ارواح مؤمنين رفته بودم . در اين ميان از ناحيهء دور نسبت به جائى كه من بودم ناگهان صداى شترى كه ميخواهند او را داغ كنند بلند شد ، و صيحه مىكشيد و ناله ميكرد ؛ بطورى كه گوئى تمام زمين وادى السّلام از صداى نعرهء او متزلزل و مرتعش بود .
من با سرعت براى استخلاص آن شتر بدان سمت رفتم . چون نزديك شدم ديدم شتر نيست ، بلكه جنازهاى را براى دفن آوردهاند و اين نعره از اين جنازه بلند است ؛ و آن افرادى كه متصدّى دفن او بودند أبداً اطّلاعى نداشته و با كمال خونسردى و آرامش مشغول كار خود