تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
تجربه‌ها و محاسبه‌هاى علميّه است . و همچنين علومى نظير علم هيئت و طبّ مانند علم شيمى و طبيعيّات و علم گياه‌شناسى و حيوان‌شناسى و غير ذلك كه بسيار گسترده‌تر و وسيع‌تر گرديده‌اند . آرى ممكن است استناد أصل علم طبّ و هيئت به وَحْى و بيان پيامبر بوده باشد . و از جمله چيزهائى كه خبر اهليلجه بر آن مشتمل است آن است كه درياها هميشه بدون زياده و نقصان باقى هستند و دائماً بر يك حال مساوى و يكسان بوده و خواهند بود ، با آنكه تغييرات كلّى در آنها امروزه از امور واضحه محسوب مىشود ، و علاوه بر اين كتاب و سُنَّت با اين تغييرات مساعد است . و آنچه را كه من گمان دارم - و الله أعلم - اصل خبر از آن اخبارى است كه از حضرت امام صادق عليه السلام صادر شده است ، و ليكن از تصرّفِ تصرّف كنندگان محفوظ نمانده است . در آن زيادتيهائى و نقيصه‌هائى را اعمال نموده‌اند كه آن را از استقامت اصلى خود خارج كرده است . و شاهد بر اين نظريّه ، نسخه‌هاى مختلفهء عجيبه‌اى است كه مُصَنِّف رحمه الله آنها را نقل مىنمايد . به علّت آنكه نسخه‌ها ممكن است در يك كلمه و دو كلمه ، و يك جمله و دو جمله با هم اختلاف داشته باشند به جهت سهو كردن راوى در ضَبْط آن ، و يا سهو كاتب در استنساخ آن ؛ و اما اختلاف به مقدار يك ورقه و دو ورقه ، و پنجاه سطر و يكصد سطر ، جدّاً مستبعد به نظر مىرسد مگر آنكه مستند به تصرّف عمدى بوده باشد . و از آنچه كه شاهد بر كلام ما مىباشد مندمج بودن مطلب و مشكل بودن بيان و گفتار است كه در اوائل خبر و اواسط آن مشاهده مىگردد . وَ اللهُ أعلم . ( ط ) « 1 » مجلسى روايت توحيد را از محمّد بن سنان از مفضَّل بن عمر روايت مىكند كه وى مىگويد : روزى من در روضهء مسجد پيامبر ميان قبر و منبر بعد از عصر نشسته بودم ؛ تا مىرسد بدينجا كه : ابن أبى العوجاء به رفيقش مىگويد دَعْ ذِكْرَ مُحَمَّدٍ - صلّى الله عليه و آله و سلّم
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » طبع حروفى ج 3 ص 55 و ص 56 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 70 | السيد محمد حسين الطهراني