ظاهر شده است . با اينكه متن آن دو خبر دو شاهد صدق بر صحتشان مىباشند . و ايضاً آن دو خبر مشتملند بر براهينى كه علم بهم رسانيدن از آنها متوقّف بر صحّت خبر نيست .
بيان علامهء طباطبائى در سند خبر توحيد مفضل
حضرت استادنا الاكرم علَّامهء طباطبائى - قدّس الله تربته - در تعليقهء خود بر عبارت مجلسى بر صحّت خبر چنين آوردهاند : امّا متن خبر اوّل كه مشتهر است به توحيد مفضَّل مطابق است با جُلِّ اخبار مرويّهء از ائمّهء اهل البيت عليهم السلام كه مطابق است با معارف كتاب الله العزيز ، و ادلّهاى كه اين خبر بر آن اشتمال دارد براهينى هستند تامّ و تمام ، و غبارى از ايراد و اشكال بر چهرهاش نمىنشيند .
و اما خبر اهليلجه محصّل آن اثبات حجيّت حكم عقل مىباشد ، و عدم كفايت حسّ در احكام ، و اثبات وجود صانع از طريق سببيّت ، و اثبات وحدت صانع از طريق اتّصال تدبير . و در اين امور ابداً شكّى و ترديدى نمىباشد نه از جهت حكم عقل ، و نه از جهت مطابقيّت آن با ساير ادلّهء نقليّه ، مگر آنكه مشتمل است بر تفاصيلى كه شاهدى بر آنها از احكام نقليّه و عقليّه نداريم . بلكه مطلب در آنها برعكس مىباشد ، مثل اشتمال آن خبر بر آنكه علوم هيئت و احكام نجوم مستند به وحى خدائى هستند . و همچنين علم طبّ و قرابادين ( داروشناسى ) استناد به وحى دارند . و در اينجا استدلال نموده است بر آنكه انسان واحد قدرت بر اين تتبّع عظيم و تجارب وسيع را ندارد .
در حالى كه مىدانيم : آن علوم استناد دارند به رَصَدهاى بسيار ، و محاسبات علميّه و تجربههاى ممتدّه از امَّتهاى مختلفه در أعصار و قرون طويله كه همگى آنها بر روى هم انباشته و متراكم شدند و به صورت فنّى درآمدند كه نتيجه و حاصل آن مجاهدتهاى عظيمه بوده است .
و دليل بر اين گفتار آن است كه نهضت علمى أخير ، دو علم طبّ و هيئت را در قالب جديدى ريخت كه از آن قالب قديمىاش به مقدار غير قابل إحصاء و شمارش ، وسيعتر و گستردهتر مىباشد و مىدانيم كه : استنادشان فقط به رَصَدْها و