( المؤمن : 57 ) ( ط ) « 1 »
« تحقيقاً خلقت آسمانها و زمين بزرگتر است از خلقت انسان ، و ليكن اكثر مردم نمىدانند » .
اثبات وجود خدا براى ديصانى از راه نظر در وجود
و نيز مجلسى از « توحيد » صدوق با سند متّصل خود از هِشام بن حَكَم روايت كرده است كه او گفت : أبوشاكِر ديصانى به من گفت : من در مسألهاى مشكلى دارم ، تو از صاحبت اجازه بگير تا از او بپرسم . زيرا من از جماعتى از علماء پرسيدم و پاسخ قاطعى به من نداده اند !
من به وى گفتم : آيا إمكان دارد براى تو كه آن را با من مطرح كنى ، شايد در نزد من پاسخى كه مورد پسند تو باشد يافت گردد .
او گفت : من دوست دارم كه اين إشكال را بر أبو عبد الله عليه السلام بيفكنم !
هِشام مىگويد : من از حضرت براى وى استيذان نمودم و وارد شد و به حضرت گفت : آيا به من اجازهء پرسش مىدهى ؟ ! حضرت به او فرمودند : از هر چه مىخواهى بپرس ! أبو شاكر گفت : دليل بر آنكه تو صانع و سازندهاى دارى چيست ؟ !
حضرت فرمودند : چون من به خودم رجوع كردم ديدم كه هستى من از يكى 0 از دو جهت بيرون نمىتواند باشد : يا اينكه من آن را به وجود آوردم ( و يا غير من ) . اگر من آن را ايجاد كرده باشم ، اين از يكى از دو صورت خارج نيست : يا من در وقتى كه آن موجود بوده است آن را ايجاد كردهام ، و يا در وقتى كه معدوم بوده است ؟ !
اگر من در حال وجود آن ، آن را به وجود آوردهام ديگر با فرض وجود آن ، من از ايجاد آن مستغنى بودهام . و اگر من در حال عدمِ آن ، آن را به وجود آوردهام ، تو مىدانى كه چيز معدوم قدرت بر ايجاد چيزى ندارد ! بنابر اين شقّ سوم ثابت گرديد ، و آن اين است كه من صانع و سازندهاى دارم و اوست اللهُ رَبُّ الْعَالَمين .
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » طبع حروفى ، ج 3 ، ص 44 و ص 45 حديث نوزدهم .