مجلسى در بيان خود گفته است : فيروزآبادى گويد : جِرْجِس با كسره ، به پشّههاى كوچك گويند - انتهى . تا آنكه گويد : وَلَغ در اينجا با غين معجمه است و در « كافى » با عين مهمله ضبط نموده است . و هر دو تاى اين لفظ در كتب لغتى كه نزد ما وجود دارد ذكر نشده است . و ظاهراً آن نيز نوعى از پشّه مىباشد .
و غرض حضرت از اين سخن ، بيان كمال قدرت حقّ متعال مىباشد . زيرا اعمال قدرت در خلقت اشياء كوچك بيشتر و ظاهرتر است از اعمال قدرت در خلقت اشياء بزرگ ، به طورى كه اين امر معروف و مشهور مىباشد در ميان صنعتگران از بنى آدم و مخلوقين خدا .
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ .
« 1 »
حضرت استادنا الافخم الاعظم علّامهء طباطبائى در تعليقهء خود بر اين توضيح و تعليل مجلسى فرمودهاند : اين امر به حسب لطف و دقّت است ، و گويا امام عليه السلام در اين مقام بودهاند . و امَّا به حسب قدرت ، امر بر عكس مىباشد ، از جهت وِفق دادن ذرّات ، و به وديعت نهادن قواى عظيمهء هائله و مهيب . خداوند تعالى مىفرمايد :
لَخَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
.
هامش
كه آن را در بدن انسان فرو كند خون را مىمكد و به داخل و درونش مىبرد . بنابراين خرطوم پشه همچون حلقوم و بلعوم مىباشد و به همين جهت است كه گاز گرفتن آن شديد است و قدرت دارد بر پاره كردن و سوراخ نمودن پوستهاى ضخيم . و از آنچه كه خداوند تعالى به آن الهام نموده آن است كه : آن پشّه بر عضوى از اعضاء انسان مىنشيند و پيوسته با خرطومش جستجو مىكند مساماتى را كه در بدن انسان است و از آن عرق خارج مىگردد . چون مسامات رقيقترين و باريكترين اعضاء بشرهء انسان هستند . و چون آن مسامات را يافت خرطومش را در آن قرار مىدهد . و اين پشه به قدرى حريص است در مكيدن خون تا به حدّى كه شكمش پاره مىشود و مىميرد يا به حدّى كه از طيران باز مىماند . و همين امر سبب هلاكش مىگردد . و از عجائب امر او آن است كه چه بسا شترى را و يا چهارپاى دگرى را مىكشد و آن چهارپا به صورت جسد مردهاى در صحرا باقى مىماند و حيوانات درندهء وحشى دور آن جمع مىشوند و پرندگانى كه جيفهخوار هستند نيز به دور آن گرد مىآيند ، و هر كس از گوشت آنها بخورد در همان وقت مىميرد - تا آخر گفتار دميرى .
( 1 ) آيه 14 از سورهء 23 : مؤمنون .