تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
المُتَكَلِّمينَ فَمَا تَدَاخَلَنِى هَيْبَةٌ قَطُّ مِثْلُ مَا تَدَاخَلَنِى مِنْ هَيْبَتِكَ ! « به جهت هيبت و جلالى كه تو دارى زبان من به سخن گشوده نمىشود . من بسيارى از علماء را مشاهده نموده‌ام و با بسيارى از متكلّمين به مناظره و بحث پرداخته‌ام ، اما هيچ گاه همانند ابّهتى كه از تو به من رسيده است از ايشان نرسيده است » !

اثبات خداوند براى ابن ابى العوجاء از راه صنع

حضرت گفتند : آرى چنين است ، و ليكن من سوالى را مطرح مىكنم و تو بر آن التفات كن ! آنگاه فرمودند : أ مَصْنُوعٌ أنْتَ أوْ غَيْرُ مَصْنُوعٍ ؟ ! « آيا وجودت ساخته شده است يا غير ساخته شده ؟ ! » عبد الكريم بن أبى العوجاء گفت : بلكه من غير ساخته شده هستم ! حضرت عالم عليه السلام به وى گفتند : فَصِفْ لِى لَوْ كُنْتَ مَصْنُوعاً كَيْفَ كُنْتَ تَكُونُ ؟ ! « براى من توصيف كن كه اگر فرضاً وجودت ساخته شده بود ، چطور و چگونه بودى ؟ ! » عبد الكريم به حال تحيّر مانده ، دنبال جواب مىگشت و پيدا نمىنمود و شروع كرد به بازى كردن با چوبى كه در برابرش بود و مىگفت : طَوِيلٌ عَرِيضٌ ، عَمِيقٌ قَصِيرٌ ، مُتَحرِّكٌ سَاكِنٌ . « داراى طول است . داراى عرض است . داراى عمق است . كوتاه است . متحرّك است . ساكن است . » تمام اين صفتها ، صفات مخلوقيّت آن است . حضرت عالم عليه السلام به وى گفتند : اگر غير از اين صفات ، صفتى براى مصنوعات نمىيابى ، خودت را نيز مصنوع قرار بده ، به جهت آنكه در وجود خودت نظير اين امور از حوادث را مىيابى ! عَبد الكريم به حضرت گفت : تو مسأله‌اى را از من پرسيدى كه احدى پيش از تو نپرسيده است ، و احدى هم پس از تو از مثل آن نخواهد پرسيد ! « 1 »
هامش
( 1 ) اين خبر را تا اينجا شيخ محمّد حسين مظفّر در كتاب « الامام الصادق » ج 1 ص 169 و