ضحَّاك بن قيس فهرى
معاويه ، ضحّاك بن قيس فهرى را فراخواند و به او گفت : حركت كن تا از كوفه عبور كنى و هر چه مىتوانى به كوفه نزديك مشو ! هر كس از اعراب را ديدى كه در اطاعت على مىباشد غارت كن ! و اگر به پادگان يا اسبان بستهاى برخورد نمودى همه را غارت كن ! و اگر چاشتگاه در شهرى رسيدى شبانگاه را در شهر ديگر بمان ! و اگر به تو خبر رسيد كه در قفاى تو سپاهى براى كارزار مىآيد منتظر مباش تا با آن برخورد كنى و جنگ نمائى ! معاويه پس از اين دستور العمل وى را با سه هزار تا چهار هزار سوار مجهز نموده گسيل داشت . ( ابن أبى الحديد ، ج 1 ص 154 طبع قديم )
ضحّاك امر سيّد و سرورش را تنفيذ كرد ، و در كشتار و فَتْك ( ترور و ناگهانى بدون اطلاع ، طرف مقابل وى را كشتن ) اسراف نمود ، و در غارت و بيرون آوردن اموال از حدّ گذرانيد . هر كس را كه در راهش مىديد مىكشت ، و قافلهء حُجَّاج را غارت كرد ، و متاعشان را گرفت سپس جماعتى كه از آن جمله بود : عبد صالح عمرو ابن عُمَيْس بن مسعود برادرزادهء عبد الله بن مسعود صحابى رسول الله ، را بكشت .
و چون به امام عليه السلام خبر اين قضيّه رسيد بر بالاى منبر رفت و گفت : اى اهل كوفه خارج شويد ، و با دشمنتان بجنگيد ، و از حريم خودتان دفاع كنيد اگر عامل به گفتارم هستيد ! اهل كوفه پاسخ ضعيفى به او دادند . و چون حضرت سستى و تكاسل را در ميانشان نگريست حجر بن عدى كندى را تجهيز كرد و چهار هزار نفر سوار به او سپرد . وى حركت كرد و در تعقيب ضحاك برآمد و در محلى به اسم « تدمر » با او برخورد كرد ساعتى با هم بجنگيدند . از لشگريان ضحَّاك نوزده نفر و از اصحاب حجر دو نفر كشته شدند . در اين ميان شب در رسيد ، شبانه ضحاك به سوى شام فرار كرد و پشت سرش را هم نگاه نكرد .
جمعيّتهاى معاويه اطراف امام را غارت مىكرد ، و تخريب و اهلاك مردم را به حدِّ نهائى مىرسانيد ، و عيش و راحت مردم ايمن را مىشكست ، مىكشتند و
امام شناسى (فارسى) — صفحة 443
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٤٣