تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
جايگاهش برانداختند . و تحقيقاً به من اين طور گزارش داده شده است كه مردى از آن سپاهيان داخل بر خانهء زن مسلمانى مىشد و نفر ديگرى داخل بر خانهء زن مُعَاهَد ( اهل ذمّه از يهود و نصارى و مجوس ) مىشد و خلخال از پاى او بيرون مىكشيد و دستبندش را خارج مىكرد ، و گردن‌بند و گوشواره‌هايش را مىكشيد ، و آن زن هيچ گونه راه دفاعى از خود نداشت مگر با
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
گفتن ، و خواهش ترحم كردن ، و پس از آن همگى با غنائم فراوان بازگشتند . اى شگفتا ! سوگند به خداوند كه دل را مىكشد و غصّه را به درون مىكشد اتّحاد و اجتماع اين گروه بر باطلشان و پراكندگى و تفرّق شما از حقِّتان ! اى شبيهان به مردان كه مردانى در ميان نيست ! انديشه‌هايتان همانند انديشه‌هاى كودكان است ، و عقلهايتان همانند عقلهاى نوعروسان بزك زده در درون حجله‌هايشان ! هر آينه حقّاً و حقيقةً من آرزو داشتم كه شما را اصلًا نديده بودم و نشناخته بودم . . . خداوند بكشد شما را كه دل مرا از چرك و خون انباشتيد ، و سينهء مرا از غيظ و غضب مشحون ساختيد ، و به واسطهء مخالفتها و عصيانتان و به واسطهء خِذلان و تنها گذاردن و عدم اعمال عزَّت من رأى و نظريّه‌ام را بر من تباه نموديد . . . . و ليكن كسى كه امرش را اطاعت نكنند از انديشه و رأى اصيل او چه ثمره‌اى مترتّب مىگردد ؟ ! » و اين طور مبتلا شده بود امام عليه السلام به دشمنى همچون معاويه كه غدر مىكرد و كارش فجور بود . و ريختن خونها و نهب و غارت اموال و هتك اعراض را مباح مىشمرد ، و به اصحابى مانند اهل كوفه كه پيوسته از زير كار و امر در مىرفته‌اند و خذلان به بار مىآورده‌اند . در درون خانه‌هايشان با آنها جنگ مىشد كه نتيجه‌اش ذلَّت و مسكنت بود ، و كسانى كه اهل فرار بودند نه أهل حمله و هَجْمه .