تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
بدان بنده‌اش و برادر پيغمبرش : على بن أبى طالب را اختصاص داده است كه چگونه نور او حجابهايى را كه از اين تاريكيهاى انباشته و بر روى هم متراكم شده فراهم آمده است بشكافت ، و از ميان امواج متلاطمه سر بر آورد ، و بر تمامى جهان و جهانيان همچون خورشيد تابان در روز بالا برآمده ، درخشش نمود ! »

تولّى و تبرّى از اصول مسلّمهء شيعه است

بارى از آنچه كه ما ذكر نموديم منهج و منهاج و رويّه و سنَّت شيعه در تمام مراحل اعتقاد و انديشه و كردار و عمل روشن مىگردد ، در مقابل غير شيعه كه جامع جميع مذاهب اربعه و ظاهريّه و خوارج و غيرهم مىباشد . شيعه اساس خود را بر اصل حق قرار داده است و طبق آيات و سنَّت ، تولِّى دوستان خدا و تبرِّى از اعدائشان را جزء اصول مسلَّمه و عقائد لا ينفكّ خود مىداند ، و تشيُّع را به معنى تحت ولايت أئمّهء دوازده گانه در آمدن در تمامى امور و مراحل اخذ و بطش و فكر و فعل در حيات و ممات مىشمرد ، و ليكن عامّه با جميع اقسام و اصنافشان در برابر كتاب و سنَّت ، گفتار و قول بقيّهء خلفا را حجَّت مىدانند و آن را جزء امور عمليّهء روزمرّهء خود قرار مىدهند ، و اعتباريّات را بر حقايق مقدّم مىدارند . أشاعره در انديشه و اعتقاد و كردار خشن‌تر از معتزله هستند ، و معتزله در عقائد بسيار به شيعه نزديك مىباشند ، ولى آنان تبرِّى از شيخين نمىكنند بلكه آنان را خليفه و عثمان و أميرالمؤمنين عليه السلام را خلفاى واقعى مىدانند . معتزله معاويه را مرد خبيث و فاسد مىدانند بر خلاف أشاعره كه به وى و به جميع خاندان بنى اميّه و بنى مروان به نظر تقديس مىنگرند . معتزله با حكمت و مطالب عقليّه و برهان آشنا مىباشند و أشاعره اصولًا در اين ممشى گامى نزده‌اند و با عقل و عقليّات در ستيزند . ابن ابى الحديد معتزلى در شرح قول أميرالمؤمنين عليه السلام : يَهْلِكُ فِىَّ رَجُلَانِ : مُحِبٌّ مُفْرِطٌ ، وَ بَاهِتٌ مُفْتَرٍ . « دو مرد دربارهء من هلاك مىشوند : دوستى كه از حدّ بگذراند ، و دروغ پردازى كه آنچه در من نيست بگويد . » مىرسد به اينجا كه مىگويد : و از همين جهت است كه اصحاب ما در اين مسأله اصحاب نجات مىباشند و