نمايد . و اجماع و اتّفاق امت را پاره مىنمايند از حرص منصبى كه دارند و مىترسند آنان را از آن عزل كنند ، و يا از طمع وصول به مقامى كه در انتظار و ترقُّبش نشستهاند .
و چه فاصلهء طويل و مسافت بعيدى وجود دارد ميان اينان و آنان ! زيرا اينان أبداً قدر و قيمتى نزد حكومتهايشان ندارند ، امَّا آنان به واسطهء آنكه نياز ملوك و حكَّامشان بديشان عظيم است به جهت آنكه محاربه شان با خدا و رسول خدا به وسيلهء آنها تحقّق مىپذيرد لهذا نزد ملوكشان و واليان آنها داراى منزلتى سامى و عالى ، و شفاعتى مقبول و پذيرفته هستند . و بنابراين بدان جهت داراى صولتى خطير ، و دولت و تمكُّنى عظيم خواهند شد .
ايشان بر احاديث صحيحهاى كه متضمّن فضيلتى براى على يا براى غير او از اهل بيت نبوّت وارد گرديده است تعصّب مىورزند و با تمام شدّت آنها را ردّ مىكنند ، و با كمال قهر و عنف آنها را ساقط مىنمايند ، و راويانش را به رَفْض - كه بدترين و خبيثترين چيز نزد آنان رَفْض مىباشد - منسوب مىدارند .
اين است سيره و منهاجشان در سنن واردهء راجع به على بخصوص اگر احاديثى بوده باشد كه شيعه بدانها تمسّك جويد .
و از براى آن گروه از علماى دستگاهى و مقرَّب حاكمان جائر ، كسانى وجود دارند از خواص كه نامشان و آوازه و صيتشان را در هر ناحيه و قطرى بالا مىبرند ، و از براى آنان گروهى از طلبهء علم دنياپرست وجود دارند كه آرائشان را رواج مىدهند ، و از زعماء و مشايخ عشائر دستهاى هستند كه موجب تقويتشان مىشوند . و چون آنان وجوهى را در ردّ آن احاديث صحيحه شنيدند ، قولشان را حجَّت مىدانند و در نزد عامّه و هَمَجٌ رَعاع ترويج مىدهند ، و در هر كشورى اشاعه و اذاعه مىنمايند و آن را اصلى از اصول مُتَّبَعهء در هر عصرى قرار مىدهند .
اينها از يك جانب ، و از ناحيهء ديگر در آنجا قومى از حاملان حديث در آن ايَّام وجود داشتهاند كه ترس و دهشت آنان را مضطر و مجبور مىكرده است تا احاديث وارده در « فَضْل على و اهل البيت » را ترك نمايند . و اين دسته از علماى مساكين
امام شناسى (فارسى) — صفحة 412
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤١٢