تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
اگر كسى على را به خير ياد مىكرد از وى برائت ذمّه مىشد و در آستانه‌اش نقمت و بدبختى و سيه روزى حلول مىنمود . تمامى اموالش به مصادره مىرفت و گردنش زده مىشد . چه بسيار زبانهائى را كه به فضيلتشان به سخن گشوده شد از دهانشان بيرون كشيدند ، و چشمهائى را كه بدانان با نظر احترام مىنگريست ميل كشيده كور كردند ، و دستهائى را كه به منقبتشان اشاره كرد جدا نمودند ، و پاهائى را كه از روى عاطفه و محبَّت به سويشان در حركت آمد با ارّه بريدند ، و چه بسيار خانه‌هائى را كه از أوليائشان بود آتش زدند ، و نخلهايشان را از بن و ريشه از درون زمين برآوردند ، و سپس خودشان را بر بالاى آن نخلها به دار آويختند ، و يا از مسكن مألوف و ديار و وطن معهودشان فرارى دادند و بنابراين شيعيان را تكّه تكّه و جدا جدا ساختند . و در ميان حاملان حديث و حافظان آثار رسول خدا و دين و سنَّت ، قومى وجود داشتند كه آن ملوك جبابره و ولاتشان را به جاى خداوند عزّ و جلّ مىپرستيدند ، و با آنچه در حيطهء قدرت و امكانشان بود از تصحيف و تحريف و تصحيح و تضعيف ، بديشان تقرّب مىجستند و نزديك مىشدند ، بعينه مانند كسانى كه ما امروزه در زمان و عصر خودمان مىنگريم از شيوخ دستگاهى و علماء وظايف دربارى و قضات بدِ خود فروختهء خواهان مقام و منصب كه چگونه براى رضايت حُكَّام به تأييد سياستشان از يكديگر سبقت مىگيرند ، خواه آن سياست عادل باشد يا جائر ، و به تصحيح احكامشان كمر مىبندند خواه صحيح باشد يا فاسد . حاكم شهر و كشور از آنان فتوائى را كه مؤيِّد حكمش بوده باشد و يا دشمنش را قلع و قمع نمايد ، نمىپرسد إلّا آنكه ايشان مبادرت مىكنند به آنچه مقتضاى رغبت اوست ، و مستوجب سياست او ، و اگرچه آن امر با نصوص قرآن و سنَّت مخالفت
هامش
مراجعه كن تا بعضى از مِحَن و مصائبى را كه به اهل البيت و شيعيانشان در آن ايّام رسيده است بيابى ، و براى حضرت امام محمد باقر عليه السلام در آنجا راجع به اين مهم گفتارى است كه نظر اهل بحث و تحقيق را بدان جلب مىكنم .