هامش
زيبا كه حلبيّون متعصّب ساختهاند و با استوارترين بنائى بنا نمودهاند و اموال بسيارى در آن صرف كردهاند و معتقدند كه على رضى الله عنه را در عالم رويا در آن مكان ديدهاند . و اين آثارى را كه ياقوت ذكر كرده است همگى دلالت بر تشيّع اهل حلب دارد . اين مطالب را ياقوت راجع به حلب در سنهء 636 نوشته است و پنجاه و هفت سال پس از آن مىباشد كه ايّوبى با صلح وارد آن شده است . و تا آن زمان أعلام و فقهاى از بنى زهره در حلب وجود داشتهاند . و همين طور تشيّع در حلب رفيع البنيان بوده است و آن هزاهز و تند بادهاى عواصف نتوانست آن را خراب نمايد تا آنكه شيخ نوح حنفى فتوى به كفر شيعه و إباحهء اموالشان و خونهايشان داد چه توبه بكنند و يا نكنند 5 . سنِّيان به طور دسته جمعى حمله بر شيعيان حلب كردند و چهل هزار تن يا بيشتر را به ديار هلاكت فرستادند و اموالشان را به تاراج بردند و بقيّه را از ديارشان اخراج كردند به سوى نبل و نغاوله و امّ العمد و دلبوز و فوعه و غير آنها از ساير قراء . و لهذا تشيّع در اطراف حلب در اين قريهها و شهرها پنهان گرديد . و در حلب شيعه باقى نماند . و گفته مىشود : بنى زهره امروزه در فوعه ذرّيّهاى دارند و ليكن به بنى زهره شهرت ندارند و امروز در حلب مقدار اندكى از شيعيان وجود دارند كه پس از آن فاجعهء عظيمه آنجا را مسكن گزيدهاند . و اين يكى از وقايع دردناك و جانگدازى بود كه شيعه به خاطر ولاء اهل البيت و تمسّك به دستاويزهاى مذهبشان مشاهده نمود . و امير ملحم بن امير حيدر در اثر اين فتوى در سال 1048 به جبل عامل هجوم كرد . حرمتهائى را هتك نمود و محرّماتى را مباح كرد . در روز واقعهء قريهء انصار ، تو ديگر مپرس از خونهائى كه ريخته شد و اموالى كه به غارت رفت و محرّماتى كه هتك شد . وى يكهزار و پانصد نفر را بكشت و يكهزار و چهارصد نفر را اسير كرد و هنوز مراجعت ننموده بودند كه در مستراح بيروت بمرد 6 . پس به خدا بايد پناه برد از اين جرأت عظيم بر نفوس و أعراض و از اين فتوائى كه آن جماعت را به غرور افكند تا اين فضايع و جرايم را به اين دسته مرتكب شدند . و خداوند خصيم و حاكم مىباشد .
1 - چنين بوده و چنين است كه بانگ شيعه در اذان با حىَّ على خير العمل است و اين شعار شيعه است و أدلّهء صريحهء وارده از طرق عامّه وارد است كه اين فقره از فصول اذان مىباشد . و أيضاً در « كنز العمّال » ج 4 ص 266 از طبرانى وارد است كه بلال در صبح اذان مىگفت و در آن مىگفت : حَىَّ على خير العمل . و در « سيرهء حلبيّه » در باب بدء الاذان و مشروعيّته در ج 2 ص 105 از طبع دوم وارد است كه ابن عمر ، و الإمام زين العابدين در اذان حىَّ على خير العمل مىگفتهاند . آرى همانطور كه قوشچى كه از متكلّمين اشاعره مىباشد در اواخر بحث امامت از « شرح