نموده باشد ، مىشناسيم : آنان كه از حزب فراعنه در صدر اوَّل اسلام ، و بردگان و بندگان صاحبان سلطه و تغلُّب و استبداد بودهاند . آنان كه در اخفاء فضائل اهل بيت و اطفاء نورشان از هر قدرتى و از هر جانب و ناحيهاى از بذل هيچ جهد و كوششى دريغ ننمودهاند ، و آنچه در توانشان بوده است از قدرت و جبروت در اين راه و هدف به كار گرفتهاند ، و جميع افراد مردم را بر مصادرهء مناقب و خصائصشان با تمام اقسامِ ترغيب و ترهيب تحميل كردهاند ، گاهى با دراهم و دنانيرشان مردم را به اين كار سوق مىدادهاند ، و گاهى با مناصب و وظائف ، و گاهى با تازيانهها و شلَّاقها . نزديك مىكردند كسانى را كه آن فضائل را تكذيب مىنمودهاند ، و دور مىكردند كسانى را كه آن فضائل را تصديق مىنمودهاند ، يا آنان را نفى بلد مىكردهاند ، و يا مىكشتهاند .
و تو مىدانى كه نصوص امامت و عهود خلافت تحقيقاً از چيزهائى است كه ستمگران از آن مىترسند كه تختهاى حكومتشان را نابود سازد ، و اساس و پايههاى سلطنت و امارتشان را بشكند و از هم بپاشد . و بنابراين سلامت آن نصوص و محفوظ بودنشان از آنان و از كارگردانان و همقطارانى كه بديشان تقرّب مىجستهاند ، و وصول آنها به ما با اسانيد مختلفه و طرق متعدّده ، فقط آيتى است از آيات صدق ، و معجزهاى است از معجزات حق .
به سبب آنكه كسانى كه به حق اهل البيت تجاوز نموده و استبداد مىورزيدند و آن مراتب و مقاماتى را كه خدا بدانان اختصاص داده است به خود مىبستند و نسبت مىدادند كسانى بودهاند كه شخص متّهم به محبّت اهل البيت را به بدترين عذاب و ناگوارترين شكنجهها معذَّب مىنمودهاند . ريشش را مىتراشيدند ، و در بازارها مىگردانيدهاند ، و سپس او را پست نموده از حيثيَّت ساقط مىكردهاند ، و ازهر حقَّى او را محروم مىنمودهاند تا به جائى كه از عدالت واليان امر در حق او مأيوس گردد « 1 » ، و از معاشرت با طبقهء عامّهء مردم نااميد شود .
هامش
( 1 ) در تعليقه آورده است : به ص 15 از مجلّد ثالث از شرح « نهج البلاغة » ابن ابى الحديد