تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
بود كه با خود رسول خدا و اهل بيتش هم دشمنى كنند ؟ ! به چه سبب روز مقتل حسين را عيد گرفته‌اند در حالى كه آن روز پيغمبر خدا را به گريه درآورد ، و به دهها سال پيش از آن در وقتى كه حسين زنده بود به غصه و حزن و ماتم نشانيد ؟ ! و از همه عجيب‌تر و غريب‌تر آن است كه : ايوبى را مورد ثنا و مدح قرار مىدهند و براى وى پيمانهء مدح را به طور گزاف پر مىكنند ، در حالى كه او صاحب روز عاشورا مىباشد ! فَإنَّا لِلّهِ وَ إنَّا إلَيْهِ رَاجِعُونَ . « 1 » ، « 2 » ، « 3 »
هامش
( 1 ) آيه 156 ، از سورهء 2 : بقره : إنّا للّه . . . . ( 2 ) « تاريخ الشيعة مظفّر » ، ص 192 تا ص 194 . ( 3 ) مظفّر أيضاً در « تاريخ الشّيعة » ص 145 تا ص 148 از جملهء مطالبى كه راجع به شهر حلب ذكر كرده است اين است : پيوسته و به طور مستمر تشيّع در حلب داراى بنيان مستحكم بوده است ، حتى اينكه سلجوقيان ترك چندين بار در صدد زوال تشيّع در آن برآمدند و نتوانستند تا آنكه صلاح الدّين أيّوبى و دودمان وى توانستند آن را از حلب ريشه كن نمايند . مؤذّن در تمام مساجد آن در أذان حىِّ على خير العمل 1 مىگفت . ( به مجلّة المقتبس ج 6 ع 10 رجوع كن ) و اما ابن كثير شامى اين طور ذكر نموده است كه هنگامى كه صلاح الدِّين ايّوبى به حلب آمد و در بيرون آن لشكر آراست والى حلب مضطرب شد 2 و مردم حلب را به جنگ وى ترغيب كرد . مردم آن بلد با او پيمان بستند ولى چند امر را با او شرط كردند ، از جمله آنكه امور معاملات و عقود و نكاحشان را با سيّد شريف طاهر أبوالمكارم حمزة بن زهرة حسينى كه مرجع و مقتداى شيعهء حلب بود بسپارد . والى جميع آن شروط را پذيرفت مگر اينكه صلاح الدين با جنگ داخل حلب نگرديد بلكه با صلح وارد شد 3 و اين ورود مسالمت‌آميز او را از كشتار و فتك شديد و ذريع از شيعه باز نداشت . اما ريسمانهاى محكم دولت ايوبيّه موجب زوال تشيّع از حلب نشد همانطور كه در مصر چنين شد بلكه شيعه در حلب با پايه‌هاى رصين و متين برقرار بماند همچنان كه ياقوت حموى در « معجم البلدان » به ما خبر مىدهد : وى در لفظ « حلب » مىگويد : در حلب فقهائى بوده‌اند كه بر مذهب اماميّه فتوى مىداده‌اند . و مىگويد : نزد باب الجنان ، مشهد على بن أبى طالب رضى الله عنه است كه چون در رويا ديده شد مشهدى بنا كردند ، و داخل باب العراق مسجد الغوث مىباشد كه در آن سنگى وجود دارد و بر روى آن سنگ نوشته‌اى است كه گمان دارند خطّ على بن أبى طالب رضى الله عنه مىباشد . و در مغرب شهر در دامنهء شهر جوشن قبر محسن بن حسين مىباشد كه معتقدند طفل سقطى است از اسيران امام حسين كه از عراق به دمشق مىبرده‌اند . و يا طفلى است از ايشان كه در آنجا دفن شده است 4 . و در نزديكى آن زيارتگاهى است با ساختمان