الارْضِ وَ خَبَرُ مَا كَانَ وَ خَبَرُ مَا هُوَ كَائِنٌ . قَالَ اللهُ عَزّ وَ جَلَّ : فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَىْءٍ . « 1 »
« قسم به خدا من حقّاً و تحقيقاً كتاب الله را از أوَّل تا آخرش مىدانم آن گونه كه گويا كتاب الله در مشت من است . در آن خبر آسمان ، و خبر زمين ، و خبر وقايع گذشته ، و خبر وقايع حال و آينده وجود دارد . خداى عزّ و جلّ فرموده است : در قرآن روشنگرى و درخشش و بيان تمام چيزهاست . »
حضرت انگشتان خود را مىگشود و بر روى سينهاش مىنهاد و مىفرمود :
وَ عِنْدَنَا وَ اللهِ عِلْمُ الْكِتَابِ كُلِّهِ « 2 » .
« و در نزد ماست علم تمامى كتاب الله ! » إلى غير ذلك از احاديث .
و حتماً بايد در هر زمان عالم به قرآن كريم ، مطابق و موافق با نزول آن وجود داشته باشد به شهادت و گواهى حديث ثَقَلَيْن ، و به سبب آنكه قرآن ، امام صامت و ساكت است و در آن محكم و متشابه ، و مجمل و مبيّن ، و ناسخ و منسوخ ، و عامّ و خاصّ ، و مطلق و مقيَّد و غيرها وجود دارد از آن چيزهائى كه علمشان بر مردم پنهان است . و هر فرقهاى از فرقههاى اسلام معتقد است كه : قرآن مصدر و مستند اعتقاد اوست ، و خود را چنين مىداند و مىشناسد كه : به معانى قرآن راه يافته و به مقاصدش رسيده است و بر اين پندار اقامهء شواهد مىنمايد .
بناءً على هذا قرآن به زعم فرقهها و گروههاى مختلف العقيدة و العمل مصدر افتراق و تباين اين آراء و افعال مىباشد . در اين صورت آن حَكَمى كه فَصْل خصومت كند و گفتار او و تفسير او شبهههاى آن فرقهها و دستجات را زائل كند و مزَاعم اين مذاهب را بزدايد ، و حقّ و واقع را بر منصّهء بروز و ظهور بنشاند چه كس خواهد بود ؟ !
حديث ثَقَلَيْن دلالت كرد كه علماى قرآن منحصر به عترت اهل البيت مىباشند ،
هامش
( 1 ) حضرت در اينجا اشاره به اين آيه كريمه نمودهاند :وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ. ( آيه 89 از سورهء 16 : نحل )
( 2 ) « اصول كافى » ج 1 ص 229 حديث پنجم .