قدر استطاعتشان از يكدگر سبقت مىگيرند به جهت انتفاع از آنچه كه خداوند برايشان خلق فرموده است ، و آنچه را در آسمانها و زمين است مسخّر علومشان كرده است ، و در اين طريق از هر وسيله و از هر سببى از اسباب عرفان و تجربه استفاده مىنمايند ، بيايد و مردم را سرگرم نمايد به ابحاث عقيم و بدون فائدهاى كه اصلًا ثمرى را در بر ندارد و حاصلى را به دست نمىدهد بلكه به اسائهء دين نزديكتر ، و براى ضرر مردم قريبتر مىباشد !
حقّاً سزاوار بود مجلهء « لواءُ الاسلام » صفحات خود را به أمثال اين بحثهاى عقيم و مطالبى كه بدون ريب و شك راه شبهه و اشكال را براى دشمنان دين مفتوح مىكند و موجب دورى و توارى دوستان دين مىگردد ، سياه نكند . و در مثل اين حديث ، امر را به علم و تجربه بسپارد ، و به آن ابحاث دقيقهاى كه نقضش امكان ندارد و حكمش قابل بازگشت نيست تسليم شود !
آخر به كجاى دين ضررى مىرسد اگر علم اثبات كند خلاف حديثى از احاديث را كه از طريق خبر واحد به ما رسيده است ؟ ! . . . . .
امَّا اخبارى كه از طريق آحاد مىرسد افادهء علم و يقين نمىنمايد ، بلكه فقط افادهء ظنّ و گمان را دارد ،
وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً
« 1 » « و گمان به هيچ مقدار از حق ، آدمى را بى نياز نمىكند . »
بناءً على هذا بر مسلمان واجب است آن اخبار را بگيرد و بدان عمل كند اگر قلبش بدان اطمينان دارد ، و حقِّ اوست كه آن را ردّ كند اگر در سينهاش چيزى مىخلد . و اين امرى است معروف نزد بحَّاثان حديث و قدرت بر معارضه با آن را ندارند مگر شتران باركش كتب از حَشْوِيَّهء جامدى كه برايشان وزنى بر پا نمىباشد .
و چون ما در به دو امر حديث ذباب را به اطلاقش اخذ نمائيم و اشعهء انتقاد را بر آن نيفكنيم ، آن را از احاديث آحاد ( خبر واحد ) خواهيم يافت كه بازگشتش به ظنّ
هامش
( 1 ) آيه 28 از سورهء 53 : نجم .