اين روايت را با ألفاظ مختلفى روايت كردهاند از جمله آنكه :
فِى أحَدِ جَنَاحَيْهِ سَمٌّ وَ فِى الآخَرِ شِفَاءٌ ، وَ إنَّهُ يُقَدِّمُ السَّمَّ وَ يُؤخِّرُ الشِّفَاءَ .
« در يكى از دو بال آن سمّ است و در ديگرى شفا . و تحقيقاً مگس بالى را كه در آن سمّ مىباشد مقدّم مىدارد و آن بالى را كه در آن شفا مىباشد مؤخّر مىدارد ! »
و از جمله آنكه : إنَّ تَحْتَ جَنَاحِ الذُّبَابِ الايْمَنِ شِفَاءً وَ تَحْتَ جَنَاحِهِ الايْسَرِ سَمّاً . فَإذَا سَقَطَ فِى إنَاءٍ أوْ فِى شَرَابٍ أوْ فِى مَرَقٍ فَاغْمِسُوهُ فِيهِ ، فَإنَّهُ يَرْفَعُ عَنْهُ ذَلِكَ الْجَنَاحَ الَّذِى تَحْتَهُ الشِّفَاءُ ، وَ يَحْفَظُ الَّذِى تَحْتَهُ السَّمُّ . « 1 »
« تحقيقاً در زير بال راست مگس شفاء وجود دارد ، و در زير بال چپ مگس سمّ . بنابراين اگر مگسى در ظرفى ، يا در آشاميدنى ، يا در آبگوشت و خورش بيفتد آن را در آن غوطه دهيد . به جهت آنكه مگس بالى را كه در آن شفا مىباشد از آن ظرف بالا نگه مىدارد و بالى را كه در آن سمّ مىباشد در آن مىافكند ! »
اين حديث به طورى در انتقاد اهل بحث قرار گرفت كه حديثى همانند آن قرار نگرفت و اين به سبب آن بود كه مگس فى نفسه كثيف است و نفوس بشر از ديدنش تنفّر مىنمايد . پس چگونه پيغمبر امر مىكند به غوطهور ساختن او در ظرفى كه در آن طعام يا شراب است ، و پس از آن محتويات و آنچه را در ظرف مىباشد بخورند و به يكديگر بدهند ؟ !
و از ده سال پيش طبيب حاذق دكتر سالم محمَّد شروع كرد به تشكيك در اين حديث به اعتماد و اتّكاء بر آنچه كه حِسّ و علم به اثبات رسانيده و اطبّاء اجماعاً اتّفاق كردهاند بر ضرر مگس ، و اين كه مگس بزرگترين دشمنان انسان است و
هامش
( 1 ) در تعليقه گويد : چنين به نظر مىرسد كه ابوهريره اين حديث را در وقت حضور در يكى از سفرههاى رنگين جعل كرده است زيرا احاديث بر حسب مناسبتها روايت مىشود . وى ديده بود كه مگسى در يكى از ظروف طعام افتاد و ترسيد كه خورندگان مشمئز شوند و از خوردن آن طعام دست بردارند و از وى لذّت و اشتهاى آن طعام فوت گردد . بدين جهت جعل اين حديث نمود .