تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
را انكار كند . و از آنجا كه حارث بن أبى ذُبَاب ( پسر عموى ابوهريره ) به او اعتراض كرد و گفت : اى ابوهريره ! من شنيده‌ام كه تو با حديث ( لَا يُورَدَنْ ) حديث لَا عَدْوَى را روايت كرده‌اى ! ابوهريره اصل مسأله را انكار كرد و گفت : من اصلًا روايت لَا عَدْوَى را نمىشناسم ! اين روايت از روايت شعيب كه در نزد اسمعيلى واقع شد ، بدين عبارت است : حارث ( پسر عموى ابوهريره ) به او گفت : تو حديث كردى براى ما حديث لَا عَدْوَى را ! ابوهريره آن را انكار كرد و گفت : من براى تو چنين حديثى را نگفته‌ام ! و در روايت مسلم است كه به او گفت : أ لَمْ تُحَدِّثْ : أنَّهُ لَا عَدْوَى ؟ ! صَمَتَ وَ رَطَنَ بِالْحَبَشِيَّةِ . « مگر تو براى من روايت ننموده‌اى كه : سرايت مرض وجود ندارد ؟ ! ابوهريره سكوت نمود ، و زبانش را به لغت حَبَشيّه برگردانيد . » « 1 » ، « 2 » يعنى مغالطه كرد و مطلب را گم نمود .

حديث ذباب

پنجم : حديث ذُباب ( مگس ) ابوريّه گويد : بخارى و ابن ماجه از ابوهريره روايت كرده‌اند كه پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : إذَا وَقَعَ الذُّبَابُ فِى إنَاءِ أحَدِكُمْ فَلْيَغْمِسْهُ كُلَّهُ فَإنَّ فِى أحَدِ جَنَاحَيْهِ دَاءً وَ الآخَرِ شِفَاءً . « چون مگس در ظرف يكى از شما افتاد بايد تمام بدن مگس را در غذا و يا آب آن ظرف فرو برد . به علّت آنكه در يكى از دو بال آن ، درد است و در دگرى شفاء ! »
هامش
( 1 ) ص 198 و ص 199 از ج 10 « فتح البارى » و ص 104 از جامع ابن وهب كه معهد علمى فرانسوى در قاهره در سنهء 1919 ميلادى آن را منتشر كرده است . و در « أقرب الموارد » گويد : رَطِنَ له يَرْطُنُ رَطانَةً بالفتح و الكسر : با او با زبان اعجمى سخن گفت . ( 2 ) « شيخ المضيرة ابوهريرة » ص 125 و ص 126 .