بوده است : اين قبّه را در سنهء 72 ه - عبد الله عبد الملك أمير المؤمنين ساخت ( بنى هذه القُبَّةَ فى سنهء 72 ه - عبد الله عبد الملك أمير المؤمنين ) . « 1 » ، « 2 »
روايات در فضيلت شام همه مدْسُوس است به وجود
بنى اميَّه كه آنجا را مقرّ سلطنتشان نموده بودند
ابو ريّه گويد : كعب گفت : إنَّ اللهَ نَظَرَ إلَى الارْضِ فَقَالَ : إنِّى وَاطِئٌ عَلَى بَعْضِكِ ، فَاسْتَبقَتْ لَهُ الْجِبَالُ ، وَ تَضَعْضَعَتِ الصَّخْرَةُ ، فَشَكَر لَهَا ذَلِكَ فَوَضَعَ عَلَيْهَا قَدَمَهُ .
« خداوند نظرى به زمين فرمود و گفت : من گامم را بر بعضى از اجزاى تو مىگذارم ! كوهها به جاى خود ماندند ولى صخره را لرزه و فروتنى فرا گرفت ، خداوند شكر صخره را بجا آورد و قدمش را بر آن نهاد » .
روايات در فضيلت بيت المقدس همه ساختگى است
و كعب گفت : إنَّ الْعَرْضَ وَ الْحِسَابَ مِنْ بَيْتِ الْمَقْدِسِ ، وَ انَّ مَقْبُورَ بَيْتِ الْمَقْدِسِ لَا يُعَذَّبُ .
« عرض و حساب مردم ( در وقت حشر ) از بيت المقدس است و تحقيقاً شخص مدفون در بيت المقدس مورد عذاب قرار نمىگيرد ! »
و كعب گفت : هِىَ أقْرَبُ إلَى السَّمَاءِ بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ مِيلًا ، وَ هِىَ أرْضُ الْمَحْشَرِ وَ الْمَنْشَرِ .
« صخره ، هجده ميل به آسمان نزديكتر است ، و آن صخره زمين حَشْر و عالم نَشْر است » .
هامش
( 1 ) « تاريخ الدول العربيّة من ظهور الاسلام الى نهاية الدولة الامويّة » ص 206 و ص 207 .
( 2 ) مطالبى را كه از گلدزيهر تا اينجا نقل نموديم ملتقطاتى است از ص 503 تا ص 507 از طبع پنجم كتاب « السُّنَّة قبل التدوين » محمّد عجّاج خطيب . وى سعى كرده است با شرحى مفصّل بنى اميّه و عبد الملك را تبرئه و تنزيه كند و زُهرى را عالم خدا ترس و صادق بشناساند ولى كجا مىتواند چنين كند جائى كه اينك مستشرقين دست به كار شده و مشغولند تا جنايات امويّون را بر ملا سازند ؟ !