دور آن مجتمع نمود ، نرفتهاند و اگرچه اكثر مستشرقين دربارهء بنى اميّه اعتقاد سوء دارند .
مستشرق « بوليوس فلهوزن » مىگويد : براى آنكه خلفاء بنى اميَّه از ناحيهء سياسى كَفّهء شام را ترجيح دهند ، در صدد آن برآمدند در جملهء كارهاى بسيارى كه انجام دادند تا مركز شعائر دينيّه را به شام منتقل كنند . و اين بدان علَّت بود كه ابن زبير به طور مستمر ده سال تمام بيت الله الحرام را در شهر مكه احتلال نموده بود . و اهل شام مادامىكه ولائشان بر طائفهء اموى بود استطاعت از حج را نداشتند مگر با مشقّت .
عبد الملك اين حيله را انديشيد براى آنكه رعاياى خود را از حج به سوى مكه منع كند ، و آنان را تحريض و وادار نمود تا به سوى بيت المقدس حج بجاى بياورند بَدَل از حجّى كه به مكه انجام مىدادهاند .
و اين قضيّهاى است كه آن را اوتيخيوس دست تنها در كتاب تاريخش ذكر كرده است .
اما آنچه كه شكّ و ترديد در آن راه ندارد آن است كه عبد الملك جهد و كوشش نمود تا بيت المقدس به اعتبار آنكه مكان مقدّسى در نظر اسلام محسوب مىشد مظهرى باشكوهتر و باهيبتتر از منظرهء سابقش پيدا نمايد . و دليل بر صدق روايتى كه مىگويد : عبد الملك بناى قبّه را بر روى صخره نموده است آن است كه اثر موجود در نقش و نگارى كه تا امروز در قسمت قديم از اين بناء باقيمانده است كشف گرديده است .
اما در نقش فعلى در آن اسم مأمون خليفهء عباسى مشهود است كه وى بانى قبّه مىباشد ، و ليكن « دى فوجى » كشف كرده است كه اسم مأمون در نقش اصلى از طريق تصحيح كتابت سابقه داخل شده است . و از مصحّحين فوت شده است كه تصحيح كنند تاريخ قديمى را كه بيانگر سالى باشد كه در آن اين قبّه بنا شده است .
و بنابراين مىتوان به طور قطع با نصّ نوشتهء اصلى گفت كه مكتوب اين طور
امام شناسى (فارسى) — صفحة 327
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٢٧