آنكه شام و غير شام را از بلاد اسلاميّه با روايات و قصص خود كه از اخبار مدد مىگرفت مملو و پر كرد همانطور كه « تَمِيمُ الدَّارى » در اخبار نصرانيّت چنين نمود .
تاريخچهء كعب الاحبار و وهب بن منبّه
سبب اسلام آوردن كعب الاحبار
اين مرد كاهن براى اسلام خود سبب عجيبى را بيان مىكند تا بدين وسيله بر عقول مسلمين و بر قلوبشان بالا رود و تسخير كند . ابن سعد با سند صحيح از سعيد بن مسيّب تخريج روايت نموده است كه گفت : عباس به كعب گفت : چه باعث شد كه تو در عصر پيغمبر و ابوبكر اسلام نياوردى ؟ !
در پاسخ وى گفت : پدرم براى من نسخهاى از تورات را نوشت و گفت : بدين روىآور ! و بر ساير كتب خود مهرى زد و گفت : به حق پدرى كه من بر تو پسر دارم اين مهر را مشكن و باز مكن !
چون نگريستم كه اسلام ظهور پيدا كرده است با خود گفتم : شايد پدرم از من علمى را مخفى نموده است ! من آن را گشودم و ديدم در آن صفت محمد و امَّت او مىباشد ، لذا آمدم و الآن مسلمان شدم . . .
وهب بن منبِّه
مورّخين ذكر كردهاند كه او فارسى الاصل بوده است . جدش به يمن ، از جمله كسانى كه كسرى ايشان را براى غلبه و پيروزى يمن بر حبشه فرستاد ، وارد شد . در آنجا اقامت گزيدند و تناسل نمودند و در ميان مردم عرب به أبْناء معروف شدند يعنى فرزندان پارس . و از ايشان است طاوس بن كيسان تابعى مشهور .
پدران وهب بر دين فارسيان - مجوسى و يا زردشتى - بودهاند . چون در يمن مستقر شدند از آنان آداب يهود و تقاليدشان را اخذ نمودند ، و مقدارى از نصرانيّت را آموختند .
وهب زبان يونانى را مىدانست ، و از علم اهل كتاب چيزهاى بسيارى در نزد او