بود ، و ليكن « فلَّاس » او را ضعيف شمرده است . « 1 »
وهب عدّهاى از صحابه را ادراك نموده و از آنها روايت كرده است . و همچنين از او بسيارى از اصحاب كه از ايشان است ابوهريره ، و عبد الله بن عمر ، و ابن عباس و غيرهم روايت كردهاند ، و عرب وثوقى تمام به او داشته است .
ام احمد ذكر كرده است كه پدرش : مُنَبِّه مردى فارسى بود كه كِسْرى او را به يمن فرستاده بود و آنجا اسلام آورد . و پسرش : وَهَب پس از فتح بلاد در عصر اسلام بدانجا رفت و آمد داشت . و از سخنان اوست : من از كتابهاى آسمانى 72 كتاب را خواندهام .
ذهبى در « تذكرهء الحفّاظ » گفته است : او عالم اهل يمن بوده ، در سنهء 34 ه متولّد و در سنهء 110 ه در صنعاء و يا بعد از يك سال و يا بيشتر مرده است ، و گفته شده است : در سنهء 116 ه مرده است . « 2 »
عبد الله بن سلام
كنيهاش أبوحارث اسرائيلى است پس از آنكه رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم به مدينه هجرت كردند اسلام آورد . او از أحبار يهود بوده است . حديث كرده است از او ابوهريره ، و أنس بن مالك و جمعى ديگر . وهب بن مُنَبِّه اسرائيلى دربارهء او گفته است : او أعلم اهل زمانش بوده است . و كعب اعلم اهل زمانش بوده است . وى در سنهء 40 ه بمرد . « 3 »
و اين جريان در حالى است كه مىبينيم رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم با شدتى هر چه تمامتر امت را از مراجعه به علماء يهود و اخذ اخبار و آثارشان منع كرده است . « 4 »
هامش
( 1 ) « فتح البارى فى شرح صحيح البخارى » ، ج 2 ص 171 .
( 2 ) « فتح البارى فى شرح صحيح البخارى » ، ج 2 ص 171 .
( 3 ) « أضواءٌ على السُّنَّة المحمّديّة » طبع سوم ، ص 146 تا ص 150 .
( 4 ) ما شرح اين روايات منع كننده از عمل به اسرائيليّات و عدم جواز رجوع به اهل كتاب و اخذ اخبار و آثار آنان را در مجلَّد 14 « امامشناسى » ضمن درسهاى 201 تا 210 از دورهء علوم و معارف اسلام در ص 299 تا ص 302 ذكر نمودهايم .