كعبُ الأحبار « 1 »
وى كعب بن ماتع حِمْيَرى از آل ذى رعين است و برخى گفتهاند : از ذى كلاع . و كنيهاش ابواسحق و از بزرگان احبار يهود بوده است ، و به كعب الاحبار معروف شد و على التّحقيق در عصر عمر اسلام آورد و در مدت خلافت او در مدينه سكونت گزيد ، و در فتح قدس با او بود ، سپس در زمان عثمان به شام آمد . وى را معاويه به جهت كثرت علمش برگزيد « 2 » و از مستشاران خود قرار داد .
و اوست كه معاويه به وى امر كرد تا در شهرهاى شام قصّه خوانى را « 3 » رواج دهد . و بدين علت بود كه قديمترين خبرگزاران در موضوع احاديث يهوديّه و اسلاميّه گرديد . و به واسطهء كعب ، و ابن مُنبِّه و غير از اين دو تن از يهوديان تازه اسلام آورده بود كه به حديث اسلامى ، مقدار بسيارى از قصّههاى تلمود - اسرائيليات - رخنه و راه پيدا كرد و چيزى درنگ نكرد مگر آنكه اين روايات ، جزء اخبار دينيّه و تاريخيّه درآمد .
ذهبى در « تذكرة الحفّاظ » گفته است : وى در زمان دولت أمير المؤمنين عمر از يمن وارد شد ، و از او صحابه و غيرهم اخذ علوم نمودهاند ، و جماعتى از تابعين از او به طور ارسال روايت كردهاند . او در « حِمْص » در سنهء 32 يا 33 يا 38 بمرد پس از
هامش
( 1 ) استاد سعيد افغانى در مجلهء « رسالت » مقالهاى نشر داده است و در آنجا ذكر نموده است كه اوّلين صهيونى « عبد الله بن سبا » بوده است ، و ما گفتار او را به مقالهاى مفصّل ردّ كرديم و در آن به اثبات رسانيدهايم كه اوَّلين صهيونى « كعب الاحبار » بوده است . و اين ردّ ما در شمارهء 656 از آن مجلّهء رسالت منتشر گرديده است .
( 2 ) « الإسلام و الحضارة العربيّة » ص 164 . و چگونه « كعب الاحبار » متّصف به كثرت علم نباشد با وجود آنكه به قيس بن خرشهء قيسى گفته است : هيچ وجبى از روى زمين نمىباشد مگر آنكه تمام احوالات و جريانات آن و آنچه تا روز قيامت از آن پديدار مىشود ، در توراتى كه خداوند بر پيغمبرش موسى عليه السلام نازل كرده است موجود مىباشد . اين را طبرى و بيهقى در « دلائل النبوّة » ، و ابن عبد البرّ در « استيعاب » ج 2 ص 533 نقل كردهاند .
( 3 ) « الإصابة » ج 5 ص 323 .