تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
كَانَ امِّيّاً لَا يَقْرَأُ وَ لَا يَكْتُبُ ، فَاصْطَفَى لَهُ مِنْ أهْلِهِ وَزِيراً كَاتِباً أمِيناً . فَكَانَ الْوَحْىُ يَنْزِلُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أنَا أكْتُبُهُ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ مَا أكْتُبُ ! فَلَمْ يَكُنْ بَيْنِى وَ بَيْنَ اللهِ أحَدٌ مِنْ خَلْقِهِ . « 1 » فَقَالَ الْحَاضِرُونَ : صَدَقْتَ ! « 2 » ، « 3 » « اين نامه‌اى است كه أميرالمؤمنين معاويه صاحب وحى خدا - آن كه محمد را به پيامبرى برانگيخت در حالى كه او درس ناخوانده بود و نمىتوانست بخواند و نمىتوانست بنويسد - نوشته است . خداوند براى محمد از اهل او وزيرى كاتب و امين برگزيد . بنابراين وحى بر محمد نازل مىشد و من مىنوشتم و او نمىدانست من چه مىنويسم . على هذا در ميان
هامش
( 1 ) اين مصائب بر اسلام همه براساس عادل شمردن جميع اصحاب رسول خداست كه معاويه و همقطارانش را عادل و غير گناهكار تلقّى مىكنند و إنْ بَلَغَ مبلغ جناياتهم ما بَلَغَ . « وَ مِنْ أهل المدينة مَرَدُوا على النِّفاق لا تعلمهم نحن نعلمهم . » ( آيه 101 از سورهء 9 : توبه ) . « و بعضى از مردم مدينه در نفاق و دوئيّت مطلب را از حدّ گذرانيده‌اند . تو آنها را نمىشناسى و ما آنها را مىشناسيم . » بنابراين با اين صراحت آيه قرآن چگونه جميع اصحاب كه در مدينه بوده‌اند همه پاكدل و معصوم از گناه و عادل بوده‌اند ؟ مرحوم سيّد شرف الدّين عاملى در رسالهء خود : « إلى المجمع العلمى العربى بدمشق » ص 88 مىگويد : قرآن كريم كثرت منافقين را در عصر پيغمبر اثبات كرده است . و برادران سنّى مذهب ما در اين مسأله با ما موافقت دارند و ليكن مىگويند : صحابه بعد از عصر پيغمبر همگى بدون استثناء عادل مىباشند حتّى اينكه وجود پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم در ميانشان موجب نفاق منافقين آنها گرديد و ليكن به مجرّد آنكه پيغمبر به رفيق أعلى رحلت كرد و وحى منقطع شد اسلام منافقين نيكو گرديد و ايمانشان تمام و كمال يافت ، بنابراين ناگهان جميع آنان همگى و بدون استثناء ( حتّى يك استثناء ) مردمى موثّق و عادل و مجتهد در دين گشتند . از كارشان نبايد پرسش شود و اگرچه مخالفت نصوص صريحه را بنمايند و نقض محكمات كتاب و سنّت را بكنند . انتهى . و حقير گويد : بنابر اين منطق عَفِن و نازيبا بايد پيامبر را - عياذاً بالله - خَسْرَةً للعالَمين دانست نه رَحْمَةً للعالمين . چرا كه وجودش سبب و علّت تامّهء نفاق بود و با مرگش رحمت نازل شد و همهء منافقان خود به خود بدون انقلاب و توبه مسلمان معصوم و عادل و موثّق و مجتهد در امور دين شدند ! ( 2 ) ابوريَّه در تعليقه آورده است : معاويه از كاتبان وحى نبوده است و با خطّ خود حتى يك لفظ واحد از قرآن را ننوشته است . ( 3 ) « أضواء » ص 130 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 308 | السيد محمد حسين الطهراني