تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
مىگويد : ما براى تو فقط يك مثال از مثالهاى جعل روايت به جهت تقرّب به ملوك و امراء ذكر مىكنيم : هارون الرَّشيد از كبوتر و كبوتر بازى خيلى خوشش مىآمد . كبوترى را براى وى به رسم هديه آوردند در وقتى كه أبُو البُخْتَرِى قاضى « 1 » نزد او بود . ابوالبخترى گفت : ابوهريره از پيغمبر روايت كرده است كه فرمود : لَا سَبْق « 2 » إلَّا فِى خُفٍّ أوْ حَافِرٍ أوْ جَنَاحٍ . « هيچ مسابقه‌اى ( و يا هيچ برد و باختى ) جائز نمىباشد مگر در مورد حيوانات كفشدار مانند شتر ، و يا سم دار ، و يا بالدار . » و كلمهء جناح ( بالداران ) را از نزد خود بيفزود . و اين لفظى بود كه براى خوشامد هارون فوراً از نزد خود آن را جعل كرد . هارون به او جائزهء گرانبهائى عطا كرد . چون أبو البخترى از حضور هارون بيرون رفت ، هارون گفت : به خدا قسم من دانستم كه او دروغ گفته است . و امر كرد تا كبوتر را ذبح كردند . به هارون گفتند : گناه كبوتر چه بود ؟ ! گفت : به خاطر آن بود كه بر رسول خدا دروغ بسته شد . « 3 » در اينجا مىبينيم هارون با آنكه يقين دارد در اين حديث لفظ جناح را از روى كذب اضافه كرده است ولى مع‌ذلك به واسطهء جعل اين حديث كه كبوتر بازى او را امضاء مىكرد ، به او جايزهء سَنيّه‌اى داد . معاويه كسى است كه مبدأ خلافت را در اسلام منهدم كرد و تا امروز ستونى براى آن برافراشته نشده است ، و دمشق را پايتخت سلطنت خود قرار داد . و اينك
هامش
( 1 ) أبو البخترى قاضى مدينه بود بعد از بكّار بن عبد الله . و پس از آن پس از ابويوسف مصاحب ابوحنيفه ، قاضى بغداد شد ، در سنهء 200 ه در زمان خلافت مأمون بمرد . ( « تفسير قرطبى » ، ج 1 ص 69 ) ( 2 ) ممكن است سَبْق با سكون باء بوده باشد به معنى مسابقه گذاشتن ، و ممكن است سَبَق با فتحهء باء بوده باشد به معنى مالى كه در برد و باخت به ميان مىگذارند . ( 3 ) « أضواء » ص 126 .