نمودهاند و در آنها از آثار منقولهء از اهل كتاب مطالبى را بيان كردهاند ، و از كسانى بيان كردهاند كه براى مسلمين حرام است دينشان را بر آن اساس بنا نمايند . و پهلوان ميدان ، كسى كه از او اين اسرائيليّات نقل شده است كعب الاحبار است ، و اهل شام بسيارى از اسرائيليّات را از او اخذ كردهاند .
اصل قريهء أبْدال
از اختصاصاتى كه در فضيلت بلاد شام قائل گرديدهاند - پس از آنكه شام و اهل شام را توصيف كردهاند به آنچه توصيف كردهاند - آن است كه براى آن « أبدال » معيّن كردهاند .
اين عقيده از عوامل هدم اسلام است ، زيرا كه صوفيّه آن را اصل براى طريقتشان اتخاذ كردهاند ، و تمام أوهام و خرافاتشان را بر آن بنا نهادهاند .
معاويه خود را امين وحى خدا مىداند
واقِدى روايت كرده است « 1 » كه چون بعد از بيعت امام حسن ( سنهء 41 ه ) معاويه از عراق به شام مراجعت كرد به خطبه برخاست و گفت :
أيُّهَا النَّاسُ ! إنَّ رَسُولَ اللهِ قَالَ : إنَّكَ سَتَلِى الْخِلَافَةَ مِنْ بَعْدِى ! فَاخْتَرِ الارْضَ الْمُقَدَّسَةَ فَإنَّ فِيهَا الأبْدَالَ ؛ وَ قَدْ أخْبَرْتُكُمْ فَالْعَنُوا أبَا تُرَابٍ ! - أىْ عَلِىَّ بْنَ أبِى طَالِبٍ .
« اى مردم ! به درستى كه رسول خدا به من گفت : تو به زودى خلافت را پس از من حيازت خواهى كرد ! پس أرض مقدّس را براى خود اختيار نما ! زيرا در آن « أبدال » وجود دارند و من اين امر را به شما خبر دادم ! بنابراين بر « أبُو تُراب » لعنت بفرستيد - يعنى بر على بن ابى طالب . »
فرداى آن روز كاغذى نوشت و مردم را جمع كرد و آن كاغذ را بر آنان قرائت نمود در آن كاغذ آمده بود :
هَذَا كِتَابٌ كَتَبَهُ أمِيرُ الْمُؤْمِنينَ مُعَاوِيَةُ صَاحِبُ وَحْىِ اللهِ الَّذِى بَعَثَ مُحَمَّداً نَبِيّاً و
هامش
( 1 ) « شرح نهج البلاغة » ، ج 1 ص 361 از طبع قديم .