جامع حكايت و به همين قدر اكتفا نمودهاند در اعتبار . و لكن فاضل صالح آقاخوند ملّا كاظم هزار جريبى تلميذ استاد اكبر علّامهء بهبهانى در كتاب « مناقب » خود گفته كه اين حكايت منقول است از خط شيخ اجلّ افضل . . . محمّد بن مكّى مشهور به شهيد به نقل جمعى از مؤمنان تقىِّ ثقه معتمَد به لَفظ عربى . « 1 »
تا آنكه گويد : و اما فضل بن يحيى راوى اصل حكايت پس او از معروفين علماست . شيخ حرّ فرموده است : او فاضل و عالم و جليل است و « كشف الغُمَّة » را از مؤلّفش على بن عيسى إربلى روايت و آن را به خط خود نوشته است و از على بن عيسى براى او اجازهاى است . سنهء ششصد و نود و يك - تا آخر كلام « 2 » .
حقير گويد : اوّلًا جلالت و علم و فضل عالم جليل : فضل بن يحيى ، رساله را معتبر نمىكند زيرا مرد راوى از او مجهول مىباشد نه خود او . و جعل كنندگان حديث از زبان شخص مشهور و معتمدى جعل مىكنند نه از هر كس .
و ثانياً نقل آقاخوند ملّا كاظم هزار جريبى از جمعى از مؤمنان متّقى و موثّق كه راوى رسالهء شهيد مىباشد به طور حتم نادرست است . زيرا شهيد در سنهء 734 متولد و در سنهء 786 در سن 52 سالگى به شهادت رسيده ، « 3 » و انشاء كنندهء اين رساله آن را در سنهء 699 عنوان كرده است . پس شهيد كه بعد از جريان واقعهء مسطورهء جزيرهء خضراء به فاصلهء سى و پنج سال متولد شده است چگونه امكان دارد راوى اين رساله باشد ؟ ! و علاوه ما در متن رساله مطالبى را مىيابيم كه خلاف واقع است « 4 » .
هامش
( 1 ) « نجم ثاقب » طبع سنگى رحلى ، ص 66 و ص 67 .
( 2 ) « نجم ثاقب » طبع سنگى رحلى ، ص 66 و ص 67 .
( 3 ) « هديّة الأحباب » محدّث قمى ص 166 و ص 167 .
( 4 ) با توجّه و دقّت در مضمون اين رساله ، مواقعى به نظر مىرسد كه تحقيقاً خلاف واقع مىباشد و ما در اينجا به ذكر چهار مورد از آن اشاره مىنمائيم :
اوّل پرسنده از مرد درون جزيرهء خضراء سؤال مىكند : از كجا و به چه طريق اين مذهب تشيّع به شما وارد شد ؟ ! وى مىگويد : از طريق ابو ذر غفارى هنگامى كه عثمان او را به شام تبعيد نمود و معاويه او را به اين سرزمين ما تبعيد كرد . با آنكه مىدانيم : معاويه ابو ذر را به همان نواحى اطراف شام و فلسطين يعنى به نواحى