صورت ظاهر اسلام آوردند تا اوَّلًا از مزاياى ظاهريّهء اسلام بهرهمند شوند و ثانياً چون از تورات و كتب انبياى سلف اطلاع كافى داشتند بتوانند با علم خود با جعل روايات مُحَرَّفه از تورات و حتَّى با جعل روايات كاذبه از لسان و قول رسول الله به اسلام راستين ضربات كوبنده و قارعهء خود را بزنند .
آنها كسانى بودند كه عمرى از آنان سپرى شده ، و داراى وجهه و اعتبار بودند ، و عالم به لسان عبرى كتاب تورات كه عرب از آن خبر نداشت بودند . و لهذا راه جعل و تزوير خبر از هر گونه برايشان باز بوده است .
آنها براى خوشايند مسلمين خوش دل و زود باور ، و براى جلب توجه عامّهء مردم به خود كه اهل اسرار الهيه و رموز ربّانيّه از كتب انبياء گذشته مىباشند ، تا به سخنانشان گوش فرا دهند و گفتارشان را خوب خريدارى نمايند ، رواياتى را از تورات در عظمت و مقام حضرت رسول اكرم براى مردم مىخواندهاند ، و مردم تازه مسلمان هم كه طبيعى است براى دلگرمى خود به نبوّت پيامبرشان دور آنها را مىگرفتند ، و سخنانشان را هر چه بود صد در صد به عنوان اخبار غيبيّهء پيغمبران سالفه مىپذيرفتند ، آنگاه آنان لابلاى اين اخبار از احاديث كاذبه كه مخالف عقل و وجدان و خلاف شرع بود جعل مىكردند و به پيغمبر نسبت مىدادند تا احاديث نبويّه در ميان مردم به صورت سنَّت قبيحه ، و عمل ناهنجارى جلوه كند ، و با وجود اين احاديث نه تنها كسى ديگر اسلام نمىآورد بلكه تدريجاً عقيدهء متين مسلمين پيشين سُست و واهى شده ، و در دلهاى فرزندانشان اسلامْ معيوب و مخدوش وارد مىگردد و آن هم دوام و ثباتى نخواهد يافت .
ببينيد عيناً مانند امروز مردم شيعه كه چون واقعهء تازه پديدى پيشامد كند ، مىپرسند : آيا در اخبار و احاديث ، اين را از علامات ظهور شمرده اند ؟ ! آن وقت خداى ناكرده اگر شخص نادرستى در ميان باشد براى گرمى دل عوام النَّاس شروع مىكند به يك سلسله مطالبى كه نه سند شرعى دارد و نه دليل عقلى ، و در اين صورت مشهود است كه عقيدهء عامّه در سطح نازلى از معرفت واقعى امام ، پائين مىافتد در
امام شناسى (فارسى) — صفحة 297
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٩٧