مرحوم محدّث نورى رحمه الله گويد : و در مجلّد سماء و عالم « بحار » نقل كرده از كتاب قسمت أقاليم ارض و بلدان آن كه تأليف يكى از علماى اهل سنَّت است كه او گفته : « بلد مهدى » شهرى است نيكو و محكم ، بنا كرده آن را مهدى فاطمى و براى آن قلعه قرار داده ، و از براى آن درهائى از آهن قرار داد كه آهن هر درى زياده است از صد قنطار . و چون آن را بنا نمود و محكم كرد گفت : الآن ايمن شدم بر فاطميّين . « 1 »
مُعَلِّق اين مجلد از كتاب « بحار الانوار » مجلسى : عالم متضلّع خبير شيخ محمد باقر بهبودى در تعليقهء خود در اين قسمت از كتاب گويند :
اين داستان ، داستانى است ساختگى و تخيّلى ، كه آن را نويسندهاش بر رسم قصّهگويان و داستانسرايان نگارش داده است . و اين گونه داستانسرائى در اين زمان متداول است و آن را رمانتيك گويند و تأثير عظيمى در نفوس خوانندگان دارد چون
هامش
جبل عامل تبعيد كرد ، نه به اندلس . اندلس در زمان معاويه هنوز فتح نشده بود و ميان جبل عامل و اندلس هزارها كيلومتر فاصله وجود دارد . ( « بحار الانوار » ج 52 ص 173 )
دوم : در رساله به وضوح تصريح دارد كه در قرآن كريم تحريف لفظى واقع شده است و اين خلاف حقيقت است . ( همين مجلّد ص 170 )
سوم آنكه : از به دو رساله ص 162 ظاهر است كه اين شخص مسافر به جزيره بدون عيال و به طور تجرّد در دمشق تحصيل مىكرده است ولى در ص 172 مطلب به عكس مىباشد . در آنجا صاحب جزيره به او مىگويد : إنّك ذو عيال و غبت عنهم مُدَّةً مديدةً و لا يجوز التخلّف عنهم أكثر من هذا ! چهارم آنكه تعداد لشگرى كه در روز جمعه وسط ماه حركت مىكردند و هرج و مرج عظيم مىنمودند و امراء لشكر بودهاند بنابر گفتار صاحب جزيره سيصد نفر بودهاند و نياز به ضميمهء سيزده نفر داشتهاند تا حضرت ظهور كنند . ( ص 171 ) و چون اين قضيّه در سنهء 699 واقع شده است ( ص 159 ) بنابراين تا به حال كه سنهء 1414 مىباشد و هفتصد و پانزده سال از آن مىگذرد چطور آن سيزده نفر تكميل نشدند ؟ ! اگر آن سيصد نفر ، نوعى بودهاند نه شخصى ، چرا در مدّت چهارصد سال از غيبت حضرت سيصد نفر به وجود آمد و در مدّت 715 سال سيزده تن نوعى ضميمه نشد ؟ ! و اگر آن سيصد نفر ، شخصى بودهاند نه نوعى ، پس بايد به زودى در همان سنوات سيزده نفر ديگر افزوده شده باشد و حضرت ظهور فرموده باشند !
( 1 ) « نجم ثاقب » ص 68 .