عبّاس به وى گفت : اى واى بر تو ! شهادت حقّ را پيش از آنكه گردنت زده شود بر زبان بياور !
نفاق ابو سفيان با مسلمين
ابو سفيان شهادت بر زبان جارى نمود و اسلام آورد . در اينكه آيا اسلام وى درست بوده است اختلاف نمودهاند . گفته شده است كه او در غزوهء حُنَيْن با رسول خدا حضور يافت و ازْلام با او بود كه بدان استقسام مىكرد ، « 1 » و او پناه و ملجأ منافقين در جاهليّت بوده است . « 2 »
و در خبر عبد الله بن زبير آمده است كه گفت : ابو سفيان را در روز يرموك ديده است بدين گونه كه چون روميان بر مسلمانان ظفر مىيافتند مىگفت : إيهِ بَنِى الاصْفَرِ « بيشتر پيروز شويد اى روميان . » و چون مسلمانان بر آنها پيروز مىگشتند
هامش
( 1 ) استقسام با ازْلام نوعى از قمار بوده است كه در عصر جاهلى بدان عمل مىكردند و اسلام با آيه 3 ، از سورهء 5 : مائده آن را حرام نمود :حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطِيحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌتا آخر آيه . . . و مراد از استقسام به أزلام چنان كه در تفسير بيضاوى دو جلدى دار الطَّبعة العامِرة ، در ج 1 ص 323 آمده است اين است كه مىگويد : و أنْ تَسْتَقْسِمُوا بالازلام يعنى : و حرام شده است بر شما تقسيم كردن با تيرهائى كه در چلهء كمان مىگذارند . و آن بدين طريق بوده است كه چون اراده مىكردند كارى را انجام بدهند سه عدد چوبهء تير را بر مىداشتند كه بر روى يكى نوشته بود : أمَرَنى رَبّى « خداى من مرا بدين كار امر نمود » و بر روى دگرى نوشته بود : نَهانى ربّى « خداى من مرا از اين كار نهى نمود » و بر روى سومى نوشته بود غَفَل « پنهان » . اگر تير چوبهء امر بيرون مىآمد دنبال آن كار مىرفتند . و اگر تير چوبهء نهى بيرون مىآمد از آن كار اجتناب مىكردند . و اگر غفل بيرون مىآمد تيرچوبهها را بار ديگر درهم مىآميختند و از نو بر مىداشتند . بنابراين معنى استقسام با أزلام آن بوده است كه با آن مىخواستهاند بدانند آنچه برايشان مقدّر شده است با مقدّر نشده است چيست ؟ و بعضى گفتهاند : معنى استقسام با ازلام آن است كه قمار با شترى ( جزور ) مىكردند به نصيبهاى مختلف . و واحد أزلام زَلَم است مثل جَمَل و زُلَم بر وزن صُرَد .
( 2 ) چون مسلمين در روز جنگ حنين فرار كردند ابو سفيان گفت : لا تنتهى هزيمتهم دون البحر . و حافظ مغرب زمين : ابن عبد البرّ در « استيعاب » گفته است : او كهف منافقين بود از روزى كه اسلام آورد ، و در عصر جاهليّت منسوب بوده است به زندقه و از وى اخبار زشتى روايت شده است و اسلامش اسلام سالم نبود ( ج 2 ، ص 709 و ص 710