تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
خارج بود . چون عثمان به خلافت رسيد او را به مدينه بازگردانيد . پسرش مَرْوان مىباشد كه چون حَكم بمرد بر قبرش خيمه بر پا كرد . و از ايشان است عُتْبَةُ بن أبِى رَبيعة بن عَبد شمس ، و وى پدر هند « 1 » است كه جگر حَمزة بن عبد المطلّب را در دهان زير دندانهايش جويد . و از ايشان است وَليد بن عُتْبَة بن أبى رَبيعه ، و اين وليد دائى معاويه است . و از ايشان است شَيْبة بن رَبيعة بن عبد شمس عموى هند . و از ايشان است ابو سفيان صَخْر بن حَرْب بن امَيَّة « 2 » سرلشگر و فرماندهء كلّ
هامش
( 1 ) اين هند زن ابو سفيان است . ( 2 ) مقريزى در ص 2 گويد : و دانستيم عداوت ابو سفيان با پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم چطور بوده است ؟ ! و چگونه با او محاربه مىنموده و مردم را بر عليه او بسيج مىكرده و با او كارزار مىنموده است ؟ و دانستيم اسلامش چطور بود چگونه مسلمان شد ؟ و دانستيم خلاصى او را كه چطور خلاص شد . از اينها كه بگذريم او بر دست عبّاس اسلام آورد و عبّاس كسى بود كه نگذاشت مردم او را بكشند و رديف خود بر روى شتر نشانيده به حضور رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم آورد و از رسول خدا طلب كرد تا او را تشريف نمايند و گرامى بدارند و نامش را بلند كنند . و اينها يد بيضاء و نعمت غرّاء و مقام مشهور و خبر غير منكورى است . اما جزا و پاداش اينها از پسرانش اين بود كه با على جنگ كردند و حسن را سمّ دادند و حسين را كشتند و زنهاى حسين را بر روى جهازهاى عريان شترها سر برهنه حمل دادند ، و از عورت على بن الحسين معاينه به عمل آوردند هنگامى كه بر ايشان بلوغ ايشان مشتبه گرديده همانطور كه به اولاد مشركين اين عمل را انجام مىدهند وقتى كه با قهر و غلبه در ديارشان داخل شوند . و مقريزى در ص 3 و ص 4 گويد : و هند جگر حمزه را خورد ، و بنابراين از ايشان است آكلة الاكباد ، و از ايشان است كهف نفاق ؛ و با چوبدستى بر دندانهاى امام حسين بنواختند و قبر زيد را نبش كردند و او را بر دار آويختند و سرش را در زمين عرصهء خانه انداختند تا مردم او را لگدمال كنند و مغز سر او را مرغها درآورند . در اين باره قرشى گويد :اطردوا الدّيك عن ذؤابة زيد * طال ما كان لا تطاة الدّجاجو شاعر بنى اميّه گويد :صلبنا لكم زيداً على جذع نخلة * و لم نر مهديّاً على الجذع يصلبو يحيى بن زيد را كشتند و قاتل او را خونخواه آل مروان و ناصر دين اسم گذاردند . و دو بار