تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
ما در اينجا نمىخواهيم اين حقيقت را فقط با اخبار براى تو ملموس و مشهود سازيم ، زيرا در آثار به قدرى شواهد وارد است كه ما را بى نياز از ملاحظه و نظر مىگرداند . و اين است آثارشان كه شاهد صدق بر مدعايشان و بر آنچه دربارهء آنها ادّعا شده است مىباشد . و اين امرى است لايق و سزاوار كه بدان دقّت لازم را معمول دارى ! و آن اين است كه : حضرت امام محمّد تقى جواد الائمّة عليهم السلام چون مقام امامت به وى منتهى گرديد طفلى بود هفت ساله ، و مع‌ذلك همانطور كه پدرانش براى تشييد و تأييد امامت قيام كردند و در تعليم و ارشاد امَّت نهضت نمودند ، وى هم قيام و نهضت فرمود . علماء از او با خضوع ، استفاده و اخذ علم مىنمودند ، و به هيچ وجه در وى نقصانى از علوم پدرانش يافت نشد . و اين است على بن جعفر كه در عصر او بود و از جهت سِنّ و فَضل ، شيخ علويّين محسوب مىگرديد ، چون امام جواد روى بدانها مىكرد بر مىخاست و دستهايش را مىبوسيد ، و هنگامى كه حضرت امام جواد خارج مىشد كفشهاى او را مُنظَّم در برابر پاى او مىنهاد ، و وقتى كه از وى پرسيدند : امامِ گويا پس از حضرت امام رضا عليه السلام چه كسى مىباشد ؟ ! گفت : پسرش : ابو جعفر ! به وى در مقام اعتراض برآمده گفتند : أنْتَ فِى سِنِّكَ وَ قَدْرِكَ وَ أبُوكَ جَعْفَر بن مُحَمَّدٍ تَقُولُ فِى هَذَا الْغُلَامِ ؟ ! « تو در اين پايه از عمر درازت ، و در اين مقام از قدر و منزلت كه پدر جعفر بن محمد است راجع به اين پسر اين طور رأى مىدهى ؟ ! » على بن جعفر در پاسخشان گفت : مَا أرَاكَ إلَّا شَيْطَاناً ، ثُمَّ أخَذَ بِلِحْيَتِهِ وَ قالَ : فَمَا حِيلَتِى إنْ كَانَ اللهُ رَآهُ أهْلًا وَ لَمْ يَرَ هَذِهِ الشَّيْبَةَ لَهَا أهْلًا ؟ : « 1 » « من نمىيابم تو را مگر شيطانى كه بدين كلام لب گشوده‌اى ؟ ! سپس با دست خود ريشش را گرفت و گفت : از من چه تدبيرى ساخته است اگر خداوند او را داراى
هامش
( 1 ) « الامام الصادق » مظفر ج 1 ص 134 .