كنندهء واحدى را . و اين رويّه مطابق آنچه كه مُصْلِح اكبر رسول اعظم صلّى الله عليه و آله و سلّم آورده است و آن را از امَّتش طلب نموده است ، نمىباشد .
فعلىهذا شگفت انگيز نيست اگر عقل انسان حكم كند بر آنكه بر حضرت واجب الوجود - سبحانه و تعالى - فرض و لازم است كه در هر عصرى عالمى را برانگيزد تا مردم را بر شريعت طبق همان شريعت نازله و احكام مُنزَله دلالت نمايد . و آيا اين امر براى احدى از افراد جهان متصوّر مىباشد مگر براى على و پسرانش ؟ !
و اين است آثار علميّهء ايشان در برابر تو ! استقراء و تفحّص و احصاء بنما اميد است كه براى هدايت به اين مهم نورى الهى در خود بيابى . و اگر در دنيا اثرى يا دليلى نبود مگر گفتار رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم :
أنَا مَدِيْنَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىٌّ بَابُهَا « 1 » « منم شهر علم و على دَرِ آن است . » و گفتار او : إنِّى تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ : كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِى أهْلَ بَيْتِى « 2 » « من حقّاً در ميان شما باقى گذارندهء دو متاع نفيس و گرانقدر مىباشم : كتاب خدا و عترت من كه اهل بيت من مىباشند ! » همين قدر كافى بود در إثبات آنكه اهل بيت ، علماء شريعت و كتاب خدا بوده باشند : آنان كه علم را از مَعْدِنش اخذ نمودهاند ، و از چشمهاش آبگيرى كردهاند . و اگر علمشان علم اكتسابى بود ، رسول خدا آنان را در طول روزگار الى الأبد عالِمينِ به كتاب قرار نمىداد با آنكه ساير مردم را قرار نداده است . اگر ايشان با سايرين از مردم در علم مساوى بودهاند پس جهت تمييز و مادّهء امتيازشان از ساير مردم چه بوده است ؟ !
و از آنچه توجّه بدان لازم است آن است كه : جميع مردم دائماً نيازمند به علوم آنان بودند و در هر واقعه و حادثهاى كه به آنان رجوع مىكردند علم آن را نزدشان مىيافتند ، و آن هيچ گاه نيازمند به علم مردم نبودند .
هامش
( 1 ) خطيب در « تاريخ بغداد » ، ج 2 ص 377 ، و ملا على متّقى هندى در « كنز العمّال » ج 6 ص 156 .
( 2 ) « مسند » احمد حنبل ج 4 ص 366 و « صحيح » ترمذى ج 2 ص 308 .