طلب مىكند به او بده ، و مبادا بر تو كه سخن چينى و نمّامى كنى كه در دلهاى مردمان تخم كينه مىكارد ، و مبادا كه متعرّض عيوب مردم شوى ، زيرا اين تعرّض عيناً خود را هدف عيوب مردم قرار دادن است !
اى نور ديده پسرم ! اگر بخشش طلب مىنمائى بر تو باد كه در سر معدنهاى بخشش به روى ، زيرا كه جود و كرم داراى معادنى مىباشد ، و آن معادن داراى اصولى هستند ، و آن اصول داراى شاخههائى مىباشند ، و آن شاخهها داراى ثمراتى هستند ، و هيچگاه ثمره و ميوه گوارا نخواهد شد مگر آنكه به اصل متّصل باشد ، و اصل ثابت نخواهد بود مگر به معدن پاك و پاكيزه !
اى نور ديده پسرم ! اگر خواستى به ملاقات كسى به روى به ديدار أخيار برو ، و به ديدار فُجَّار مرو ، به جهت آنكه آنان مثل سنگ سختى مىباشند كه آب درونش بيرون نمىجهد ، و مثل درختى مىباشند كه برگ سبز ندارد ، و مثل زمينى مىباشند كه گياه از آن نمىرويد !
امام على بن موسى الرّضا عليهما السلام گفتند : پدرم تا حيات داشت به اين وصيّت عمل مىنمود » .
قصيدهء غرّاى مرحوم كمپانى در مدح امام صادق عليه السلام
نواى بلبل ز عشوهء گل * فغان قمرى ز شور سنبل
گرفته از كف عنان طاقت * ربوده از دل مرا تحمّل
ز طوطى طبع با لطافت * خموش بودن زهى خرافت
بزن نوائى كه بيم آفت * بود در اين صبر و اين تأمُّل
بزن نوائى به ياد ساقى * گهى حجازى گهى عراقى
كه وقت فرصت نمانده باقى * مكن توقُّف مكن تعلُّل
ز خُمِّ وحدت بنوش جامى * ز جام عشرت بگير كامى
مباش در فكر ننگ و نامى * كه عين خامى است اين تخيُّل
تبَاركَ الله از آن مَهِ نو * فكنده بر مهر و ماه پرتو
هزار شيرين هزار خسرو * به حلقهء بندگيش در غُل