يَسْتَمْطِرُونَ مِنَ الْعَجَاجِ سَحَائبا * صَوْبَ الْحُتُوفِ عَلَى الرُّجُوفِ « 1 » مَطِيرُهَا 2
وَ حَنَادِسُ الْفِتَنِ الَّتِى إنْ أظْلَمَتْ * فَشُمُوسُهَا آرَاؤُهُمْ وَ بُدُورُهَا 3
مَلَكُوا الْجِنَانَ بِفَضْلِهِمْ فَرِيَاضُهَا * طُرًّا لَهُمْ وَ خِيَامُهَا وَ قُصُورُهَا 4
وَ إذَا الذُّنُوبُ تَضَاعَفَتْ فَبِحُبِّهِمْ * يُعْطِى الامَانَ أخَا الذُّنُوبِ غَفُورُهَا 5
تِلْكَ النُّجُومُ الزُّهْرُ فِى أبْرَاجِهَا * وَ مِنَ السِّنينَ بِهِمْ تَتِمُّ شُهُورُهَا « 2 »
1 - « ايشان گروهى بودند كه آسمانشان شمشيرهاى آهيخته ، و زمينشان دشمنانشان بودهاند ، و خون شمشيرها از گلوهايشان بود .
2 - ايشان باران مىطلبيدند از ابرهائى كه از گرد و غبار جنگ بر سرشان بلند شده بود ، و طيران و پرواز آن ابرها بر روى رعدهاى زلزلهآورنده و مرتعش كنندهاى بود كه به طرف مرگ مىكشانيد .
3 - و در عمق ظلمات و تاريكيهاى بَحْتِ فتنهها ، تنها آرا و أفكارشان بود كه چون خورشيدها و ماهها درخشش مىنمود .
4 - ايشان به واسطهء فضيلتشان مالك بهشت شدند ، بنابراين باغهاى سبز و خرّم و خيمهها و قصرهاى بهشت از آنان مىباشد .
5 - و هرگاه گناهان روى هم انباشته شود ، پس به سبب دوستى ايشان است كه آمرزندهء گناهان به گنهكار امان مىبخشد .
6 - آنان ستارگان درخشانى هستند كه در برجهاى خود مىباشند و به واسطهء ايشان است كه ماههاى دوازده گانهء سال كامل مىشود . »
و عَوْنى در ارتحال آن حضرت و تدفينشان در زمين بقيع غرقد با إهداء تحيّت به
هامش
( 1 ) در « الغدير » ج 3 ، ص 398 با كلمة الزّحوف ضبط كرده است ، و بنابراين المطير به معناى ذو المطر مىشود و معناى دوم بدين گونه است : « ايشان باران مىطلبيدند از ابرهائى كه از گرد و غبار جنگ بر سرشان بلند شده بود ، كه آن ابرهاى بارنده مرگ را بر سر دشمن فرو مىباريد . »
( 2 ) اين ابيات از زاهى است كه ابن شهرآشوب در « مناقب » ، از طبع سنگى ج 2 ص 344 ، و از طبع حروفى ج 4 ص 272 ذكر نموده است .