تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
استعمال نمىكنند . لابد دليلشان اين است كه اين ألفاظ ، عبارت عربى است و لسان عربى ، اجنبى است و ما ايرانيان كه بايد به أصل خويشتن بازگشت نمائيم نبايد اينها را استعمال كنيم . البته اين بهانه است . حقّ مطلب آن است كه آنان از روح سيّد مرتضى ، و سيّد رضى ، و سيّد بن طاووس ، و سيّد محمد باقر شفتى ، و ساير سادات مىگريزند . و از روح شيخ مفيد ، و شيخ صدوق ، و شيخ طوسى ، و از روح ميرزا محمّد حسن شيرازى ، و ميرزا محمد تقى شيرازى ، و ميرزا محمّد حسين نائينى ، و امثالهم مىگريزند و بردن نام و لقبشان به عنوان نمونه‌هاى علم و القاب بارز رياست در تشيّع و اسلام هراس دارند . و گرنه عنوان دكتر و پروفسور در كلماتشان و امضاهايشان فراوان است . ايشان با خصوص لغت عرب چون لغت قرآن ، و لغت نهج البلاغه و لغت روايات و فقه و تفسير مىباشد دشمنى دارند ، نه با مطلق لغت أجنبى و گرنه ببينيد اين لغات روزمرّه كه هر عالم و عامى استعمال مىكند مانند پاركينگ ، و پلاك ، و نمره ، و فاميل ، و ايده ، و امثالها به قدرى فراوان است كه از إحصاء بيرون مىباشد . آنها در اخبار مىگويند : آية الله عبد الكريم حائرى و لفظ شيخ را كه سند عظمت و علم و رياست علمى است از سرش إسقاط مىكنند . اما محال است كه لفظ دكتر را بردارند و بگويند : سيّد محمّد حسين بهشتى . حتماً و حتماً مىگويند : دكتر بهشتى ، و دكتر مفتّح . حالا ما به أطبّا و حكماى علم طبّ كار نداريم كه لفظ دكتر را از سابق جزو اسم خود نموده و به جاى حكيم باشى استعمال مىكنند ، گفتار ما در متخصِّصين أدبيات و يا فلسفهء اسلامى است كه بجاى لفظ مجتهد كه سابقاً فخريّهء آنان به حساب مىآمد ، اينك لفظ دكتر جانشين آن شده است ، و حتّى با اين لفظ هم امضاء مىكنند .