ايشان بهتر مىدانند ، تازه اطّلاعى جديد هم بر دروغ ما پيدا مىنمايند .
آوردهاند كه چون انگليسها پيشنهاد كردند : راه آهن را از جنوب تا بندر جز ( گز ) احمد شاه قاجار بكشد ، و او مشروحاً معايب اين راه را تذكّر داد و گفت : مصلحت راه آهن ايران ، شرقى به غربى است ، و تجارت هند را به ايران و ترانزيت ايران كمك مىكند ، ولى راه آهن جنوب به شمال فقط جنبهء نظامى و سوقالجيشى دارد و بر مصلحت ملت ايران نيست ، و من نمىتوانم پول ملَّت را گرفته و يا از خارج وام بگيرم صرف راه آهنى كه فقط جنبهء نظامى براى انگليسها دارد بكنم .
وزيرى كه حامل پيغام بود ، به سلطان احمد شاه عرض كرد كه : با اين صراحت هم نمىشود به وزير مختار انگليس جواب يأس و منفى داد ! خوب است يك قدرى ملايمتر جواب داده شود .
سلطان احمد شاه قدرى تأمل كرده ، سپس در جواب مىگويد : آقا آنها هم من و هم تو را بهتر از خودمان مىشناسند . اگر غير از اين جواب داده شود خواهند فهميد كه به آنها جواب دروغ دادهايم . بهتر اين است كه به همين صراحت گفته شود كه من با اين نقشه هيچ گونه موافقت ندارم . « 1 »
بارى سخن در لقب آية الله خمينى قدس سره به امام امَّت بود ، و روشن شد كه اين معنى ، معنى لغوى يعنى پيشوا و رهبر نمىباشد ، بلكه به معنى امام است و گرنه چرا به رهبر فعلى انقلاب : حضرت آية الله خامنهاى امام نمىگويند ؟ مگر او پيشوا و رهبر نيست ؟ !
آنان مىخواهند به آية الله خمينى صبغهء امامت دهند ، و لفظ امام يا امام امَّت را برگزيدهاند . آيا لفظ امام امّت با لفظ امام زمان تفاوتى دارد ؟ ! اما چون امام زمان لفظى است كه در أذهان به ذهن مىزند و انصرافش به امام زمان بيشتر است ، لفظ
هامش
( 1 ) « تاريخ سياسى سلطان احمد شاه » تأليف حسين مكّى ، طبع دوم ص 284 .