تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
و غيرها مىسازند . اينها مهمّ نيست و نگران كننده نيست . جاى نگرانى آنجاست كه خداى ناكرده يك زيارت نامهء مفصّل بنويسند و به عنوان « امام » و با نام و نشان « امام امَّت » بدانجا نصب كنند ، و آن امام نيز در رديف و در ميزان حضرت امام رضا عليه السلام قرار گيرد . و اين مطلب براى نسل آينده تاريخ تشيّع را عوض كند . آية الله فقيد سعيد خمينى قدس سره آن‌قدر نكات درخشان و جالب و تابناك در زندگى خود دارد كه اگر روى آنها كاملًا بحث شود ، براى اين نسل و نسلهاى آتيه كافى خواهد بود و نياز به اين امور اعتباريّه و جعليّه و غير حقيقيّه نيست . امّا راجع به « طَيِّب » من خواستم در آنجا نشان دهم به مقدَّسين و جا نماز آبكشان و تقدّس‌مآبان كه چنان شخصى كه از هر گناه خوددارى نمىكرد ، بر اساس غيرت فطرى و وجدانى خود گفت : « من تهمت به سيِّد نمىزنم » و اين معنى بدون ذكر سوابق وى اجمالًا غير ممكن بود . بنابراين اشاره يا تصريح به گناه او كه جهراً انجام مىداد و پائين شهر قسمت انبار گندم و خيابان خراسان جزو پاطوق او بود ، مزيد بر رشادت و دلاورى اوست كه از همهء مناصب گذشت ، نه خداى ناكرده قصد اشاعهء فحشاء و نام از مردگان به غير خوبى بردن باشد . از جمهورى اسلام انتظار داشتيم نام او را هم مانند « تختى » بر سر زبانها آورد . پس از تيرباران او من خودم اوّل كسى بودم كه بر سر قبرش رفتم و از روح بلند و استقامت او مدد جستم و او را نزد خداوند شفيع قرار دادم تا امر ما را هم به خير به پايان برساند و از هواجس نفسانيّه و هزاهز فريبندهء آخر الزّمان كه هر كسى را به نحوى مىربايد مصون بدارد ، و در خاتمه كارنامهء عمل را صحيحاً و سالماً به دست راست ما بدهد . و الآن هم هر وقت به زيارت حضرت عبد العظيم عليه السلام مشرّف شدم بر سر مزارش رفته‌ام « رحمة الله عليه رحمة واسعة » .
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا
امام شناسى (فارسى) — صفحة 231 | السيد محمد حسين الطهراني