به دنبال آمدن لفظ امارت بر امامت در عبارت حقير در قسمت لزوم بيعت در بحث امامت امام معصوم است كه البتّه لازمهء امامت ، امارت است ، نه در بحث ولايت و حكومت وَلىِّ فقيه . در آنجا صدق عنوان حكومت و امارت مستلزم صدق عنوان امامت نيست . و گرنه بحث را جدا كردن و تارةً به عنوان بيعت با امام و تارةً اخرى به عنوان بيعت با ولىّ فقيه ، معنى نداشت و همه در لزوم بيعت با حاكم شرع ختم مىشد .
استدلال غلط بر جواز لقب امام دادن
در مجلس ترحيمى به مناسبت شهادت مرحوم حاجّ سيّد مصطفى خمينى - زاده الله عُلُوّاً و مرتبةً - كه سخنران آقاى دكتر حسن روحانى بود به استناد به آيه كريمهء :
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
« 1 » كه پس از ابتلاى حضرت ابراهيم به ذبح فرزندش اسمعيل خداوند منصب امامت را به وى عطا كرد اظهار كردند كه چون اينك فرزند آية الله خمينى شهيد شده است ، نام امام بر ايشان بايد گذاشته شود .
و اين استدلال تمام نيست ، زيرا آن عنوان را خدا داد و با إنِّى جاعِلُكَ ادا نمود . و آن خدا در حالى كه فعلًا امامى را زنده نگه داشته است و او را ملجأ و ملاذ و پناه و منجى قرار داده است ، امام ديگرى را جاعل نخواهد بود مگر به عنوان نيابت .
لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ
« 2 »
امروزه در كتابهاى درسى بچّهها مىنويسند : امامان دوازده نفرند ، و امام دوازدهم زنده و غائب است ، و از طرفى مىنويسند : « امام خمينى » چنين و چنان . چند بار اين بچّهها از خود من پرسيدهاند كه امامان دوازده نفرند ، غَلَط است . بايد نوشت سيزده نفر . و حقّاً من در جواب آنها فرو ماندهام .
امروز قبر آية الله خمينى قدس سره را با تشكيلات و صحن و رواق و مسجد و كتابخانه
هامش
( 1 ) آيه 124 از سورهء 2 : بقره .
( 2 ) آيه 17 از سورهء 21 : انبياء .