تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
دو نفر ديگر كمتر حرف مىزدند . « 1 » الاحقر حسن نورى

نيرنگ مصريان در دادن لقب امام به كاشف الغطاء

بارى احدى از علماى شيعه را سابقهء تلقيب به لقب امام سراغ نداريم غير از مرحوم مغفور حضرت آية الله حاج شيخ محمّد حُسَين آل كاشف الغطاء كه وى از معاصرين طبقهء پيش از حقير مىباشد و گرچه حقير خدمتش در نجف أشرف تتلمذ نموده‌ام ولى وى در رديف و طبقهء اساتيد حقير به شمار مىآيد . وى از لحاظ علم عربيّت و ادبيّت و فقه و عرفان و فلسفه و تفسير و تاريخ و كلام بالاخصّ دفاع از حريم تشيّع يگانهء روزگار بود . داراى قلمى راستين و متين و صاحب لسانى قوى در خطابه و تدريس بود . وى از نوادگان مالك اشْتَر نَخَعى مصاحب حضرت أمير المؤمنين عليه السلام بود . در زمان حيات خود مدرسه‌اى مستقل در نجف أشرف داشت ، و مرجعيّت بسيارى از عرب و اندكى از عجم به وى محوّل گشت . در خطابه‌هاى درجهء اوّل و مجالس و محافل دوره‌اى مسلمين كه به نام مجمع و مجتمع و سمينار ميان مسلمين در دنيا تشكيل مىشد او حقِّ تقدّم و رياست بر همگنان داشت . و كلامش مؤثّر و خدمتش مقبول مىافتاد . بالجمله در يكى از محافل مصرى كه بدان صوب حركت كرد مصريان از روى علم و تعمّد و به خاطر شكستن مقام عظمت و عصمت امام در نزد إماميّه به وى كه شخص اوّل و مرجع تامّ و تمام عرب و داراى زبان مادرى عربى بود لقب امام
هامش
( 1 ) مرحوم شريعتمدار حجّة الإسلام و المسلمين آقاى حاج ميرزا حسن نورى - زاده الله رحمةً و غفراناً - از دوستان و أعزّ أحبّه و رفقاى متين و مودّب و فاضل و دين دوست و غيور ما بود كه سابقهء ارادت حقير با او قريب پنجاه سال مىباشد . وى در دو سال پيش در اواخر ماه شعبان المعظّم سنهء يكهزار و چهارصد و دوازده هجريّه قمريّه كه به صوب سيرجان عازم بود در سانحهء تصادف با ماشين به رحمت ابديّهء رحيميّهء حقّ متعال ارتحال يافت و جنازه‌اش را به مقرّ و موطن دائمى خود : بلدهء طيّبهء قم حمل كردند و در يكى از حجرات شمال غربى صحن بزرگ به خاك سپردند . رحمة الله عليه رحمةً واسعةً .