اين نامه به تقاضاى حقير از قم به مشهد مقدّس نوشته شده است و در مورّخهء 27 شهر ذوالقعدة يك هزار و چهارصد و ده ، هجريّهء قمريّه و اصل گرديده است .
مضمون و محتواى اين نامه را حضرت مرحوم نورى پس از مراجعتشان از لندن كه به عنوان نمايندگى و تبليغ از ساحت حضرت آية الله العظمى حاج سيد محمّد رضا گلپايگانى - مدّ ظلّه العالى - « 1 » رفته و مدّتى در آنجا اشتغال داشتهاند ، هنگامى كه بنده در طهران بوده و به مشهد مقدّس رضوى هجرت نكرده بودم در طهران براى بنده شفاهاً به طور تفصيل بيان كردهاند . اينك براى ثبت و ضبط محتواى آن تقاضا شد كه عين مطالب مشروحه را مرقوم دارند .
و چون انقلاب اسلامى ايران در ربيع المولود يكهزار و سيصد و نود و نه هجريّهء قمريّه صورت گرفت ، و حقير پس از يك سال و دو ماه يعنى در روز بيست و چهارم شهر جمادى الاولى يكهزار و چهارصد به ارض اقدس مشرّف شدم لهذا اين واقعهء مشروحه در نامهء ايشان كه در ماه رمضان بوده است تحقيقاً در شهر رمضان سال اول
هامش
( 1 ) حضرت سيّد الفقهاء و المجتهدين حجة الاسلام و المسلمين آية الله تعالى فى العالمين كه از برجستگان علم و تقوى ، و داراى نفسى طيّب و لطيف و بدون هوى و از مراجع عظام شيعه بودند و در اين اواخر مرجعيّت به ايشان تقريباً انحصار يافت : الحاجّ السيّد محمّد الرضا الموسوى الگلپايگانى - اسكنه الله بحبوحة جنَّته - كه با حقير فقير سوابقى بس درخشنده و روشن داشتهاند ، بعد از كسالتى مديد كه به سه سال منتهى گرديد چند روزى در بيمارستان شهر طهران بسترى شدند در ليلهء جمعه به هنگام اذان مغرب شب 24 جمادى الثانيهء سنهء 1414 هجريّهء قمريّه در سن نود و شش سالگى به خلع لباس تن و تخليع خلعت بقا آراسته گرديدند . فردا صبح از بيمارستان كه در شميران بوده است تا راه آهن پس از تشييع عمومى جنازه را به بلدهء طيّبهء قم حمل نموده و در روز شنبه سه ساعت به ظهر مانده ( به واسطهء كثرت جمعيّت و ازدحام عجيب مشيّعين مراسم تدفين در عصر روز شنبه صورت گرفت ) از مسجد امام حسن مجتبى عليه السلام تا صحن مطهّر حضرت معصومه سلام الله عليها تشيّع و در محل بالاسر جنب قبر استادشان : مرحوم آية الله حاج شيخ عبد الكريم حائرى - تغمّده الله برحمته - دفن نمودند .فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا .( آيه 23 از سورهء احزاب 33 )