گفتند : در مسألهء ظهور فرمودند : همان است كه در اخبار و احاديث هست . اختيار و علم او در نزد خداوند متعال است . و سوالهاى ديگر كه در ضمير گرفته بودم تقريباً جواب مساعدى آورده بودند .
و به من گفتند : به شما سفارش كردند كه به آقاى خمينى نگوئيد : « امام خمينى » بگوئيد : « نائبُ الإمام » يك همچو چيزى و يك دعاء مختصرى هم به من دادند كه بخوانم ، و يك موضوعى بود گفتند : كه گفتهاند به شما بگوئيم و او را به كسى نگوئيد و گفتند .
من گفتم : خوب ، شما فرموديد : راجع به انقلاب از حضرت أمير المؤمنين عليه السلام پرسيده ايد ! حضرت چه فرموده اند ؟ !
گفتند : ما پرسيديم ، حضرت فرمود : ما پرچم توحيد يا پرچم لا إله الّا الله ( ترديد از من است ) را در ايران زدهايم ، منتهى براى مردم ايران امتحانهايى پيش خواهد آمد تا چه كنند !
گفتم : ارتباط شما چگونه است ؟ ! و چطور ارتباط پيدا مىكنيد ؟ !
گفت : ما استادى داريم كه او رابطه را درست مىكند ، بعد وقت او را به ما ابلاغ مىكند . گفتم : چگونه مثلًا ؟ ! و او كجاست ؟ ! طفره رفتند بيش از اين نگفتند يا گفتند نمىتوانيم بگوئيم . وقتى خواستند بروند ، گفتم : ملاقات بعدى چه وقت باشد ؟ !
گفتند : نمىدانيم ! چون ما اختيار در دست خودمان نيست . اگر به ما بگويند : برويد آفريقاى سياه ما فوراً حركت مىكنيم ، همانطور كه در اينجا ( لندن ) به اختيار خود نيامدهايم . خلاصه خداحافظى كردند و رفتند و ديگر هم تشريف نياوردند .
اين بود آنچه از اين ملاقات به خاطرم مانده است . و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته . البتّه در غالب سؤال و جوابها آنكه مسنّتر بود با من صحبت مىكرد و آن
امام شناسى (فارسى) — صفحة 213
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢١٣