بنابر اين هرگز زمانى نمىرسد كه يك نفر بتواند احساس كند كه از علم غنى است و فقط آنهائى احساس مىكنند كه از علم غنى هستند كه جاهل باشند و آن كه جاهل است خود را از علم بى نياز مىداند .
از جعفر صادق عليه السلام پرسيدند كه منظور از علم دنياهاى ديگر چيست ؟ ! او گفت : غير از اين جهان كه ما در آن زندگى مىكنيم دنياهائى وجود دارد كه بسى بزرگتر از اين جهان است ، و در آن دنياها علومى است كه با علوم اين جهان فرق دارد .
از ( امام ) جعفر صادق عليه السلام پرسيدند كه شمارهء دنياهاى ديگر چقدر است ؟ ! جواب داد : جز خداوند كسى از شمارهء دنياهاى ديگر اطّلاع ندارد .
از او پرسيدند : چگونه علم دنياهاى ديگر با علوم اين جهان فرق دارد ؟ ! مگر علم آموختنى نيست ؟ ! و آنچه كه آموختنى مىباشد چگونه ممكن است كه غير از علوم اين جهان به شمار بيايد ؟ !
جعفر صادق عليه السلام گفت : در دنياهاى ديگر دو نوع علم وجود دارد و نوعى از آن شبيه به علوم اين جهان است و اگر كسى از اين جهان به آن دنياها برود مىتواند آن علوم را فرا بگيرد . اما در بعضى دنياهاى ديگر علومى وجود دارد كه انديشهء مردم اين دنيا قادر به ادراك آنها نيست . براى اينكه آن علوم را با عقل مردم اين جهان نمىتوان ادراك كرد .
اين گفتهء جعفر صادق عليه السلام براى دانشمندان نسلهاى بعد يك معمّا شده بود بعضى آن را قابل قبول نمىدانستند و مىگفتند كه جعفر صادق عليه السلام آنچه در اين مورد گفته موجّه نيست .
يكى از كسانى كه گفتهء جعفر صادق عليه السلام را ترديد كرد ابن راوندى اصفهانى است او گفت كه عقل بشر قادر به ادراك هر چيز كه علم باشد هست چه علوم اين دنيا ، چه علوم دنياهاى ديگر .
ولى شاگردان جعفر صادق عليه السلام گفتهء استاد خود را پذيرفتند و قائل شدند كه در بعضى از دنياهاى ديگر علومى وجود دارد كه افراد بشر نمىتوانند آنها را تحصيل
امام شناسى (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٧٧