تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
خورشيد هم از أبخره است .

علّت سقوط ستارگان ؛ و حيات در جهانهاى ديگر

جابر پرسيد : چه مىشود كه حركت ستارگان مانع از سقوط آنها نمىگردد ؟ ! جعفر صادق گفت : آيا يك فلاخن را كه در آن سنگ باشد اطراف سر چرخانيده‌اى ؟ ! جابر جواب مثبت داد . جعفر صادق اظهار كرد كه آيا هنگام چرخانيدن فلاخن ، ناگهان آن را متوقّف كرده‌اى ؟ ! جابر جواب داد : متوقّف نكرده‌ام ! جعفر صادق گفت : مرتبه‌اى ديگر اگر فلاخن را به گردش درآوردى يك مرتبه آن را متوقّف كن تا اينكه بدانى چه مىشود ، و بعد از توقّف فلاخن سقوط مىكند و سنگى كه در آن است بر زمين مىافتد ، و اين قرينه است براى اينكه اگر ستارگان دائم در حركت نباشند سقوط مىكنند . جابر پرسيد : تو گفتى كه هر يك از ستارگان كه ما مىبينيم يك جهان است . جعفر صادق تصديق كرد . جابر پرسيد كه آيا در آن جهان‌ها مانند اين جهان ، انسان زيست مىنمايد ؟ ! جعفر صادق گفت : در مورد انسان نمىتوانم به تو جواب بدهم و بگويم : در جهانهاى ديگر آيا انسان زندگى مىنمايد يا نه ؟ ! امَّا ترديد ندارم كه در جهان‌هاى ديگر موجودات جاندار زندگى مىنمايند كه ما آنها را به مناسبت دورى ستارگان به ما نمىبينيم . « 1 » سوالات را جابر ادامه مىدهد تا مىرسد به اينكه مىگويد : من در گذشته با مردى كه خود را مطَّلع مىدانست صحبت مىكردم و او گفت كه تمام فرزندان آدم ، كيفر جَدِّ خود را مىبينند .
هامش
( 1 ) « مغز متفكّر جهان شيعه » ص 571 و ص 572 .