تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
جعفر صادق گفت : شايد آن مدّت 9 ماه كه تو در شكم مادر بودى براى تو بيش از مدت هشتاد سال يا نود سال كه در اين دنيا بسر خواهى برد طولانى جلوه كرده است . چون زمان ، نسبت به تمام أفراد در تمام احوال به يك ميزان نيست ، و هر كس با قدرى توجّه اين موضوع را در زندگى خود دريافته است . من اطمينان دارم كه گاهى چند ساعت بر تو طورى با سرعت گذشته كه گويى يك ساعت بوده ، و گاهى يك ساعت آن قدر براى تو طولانى شده كه پندارى چند ساعت بر تو گذشته است . اين است كه مىگويم كه آن مدّت 9 ماه كه تو در شكم مادر بسر برده‌اى شايد بيش از مدّت يك عمر كه در اين جهان خواهى زيست بر تو گذشته است ! در اينجا مترجم محترم كتاب در تعليقهء خود چنين آورده است : به طورى كه مىخوانيم دوازده قرن قبل از « بكرل » فرانسوى و « أينشتين » آلمانى و « هاوارد هينتون » انگليسى و ساير طرفداران نظريهء نسبى ، حضرت امام ششم عليه السلام دريافته بودند كه زمان نسبى است ، و ما در زندگى معمولى ، نسبى بودن زمان را بخصوص در حال خواب ديدن ادراك مىكنيم و گاهى خوابى مىبينيم كه در حال رويا بيش از چند سال طول مىكشد ، و بعد از اين كه از خواب بيدار مىشويم مىفهميم كه بيش از ساعتى نخوابيده بوديم . بارى ، از گفتار مترجم بگذريم حضرت مىفرمايد : اى جابر ! تو در شكم مادر يك انسان زنده و كامل به شمار مىآمدى و داراى شعور بودى و به مناسبت دارا بودن شعور شايد آرزوها داشتى ، و اينك كه در اين جهان زندگى مىكنى كوچك‌ترين چيز از زندگى تو در شكم مادر در خاطرت نمانده است . آيا تو فكر نمىكنى كه وقتى در شكم مادر بودى مىخواستى همان جا باشى و هرگز از شكم مادر خارج نشوى و تصوّر مىنمودى كه جهانى بهتر و راحت‌تر از شكم مادر وجود ندارد و طورى از خروج از شكم مادر كه گفتم شايد نوعى از مرگ