3 - حسين سر بريدهاى است بدون جرم و جنايت كه گويا پيرهنش را با آب ارغوان رنگ زدهاند .
4 - شمشيرها به ناله درآمدند ، و نيزهها صداى دلخراش كردند ، و اسبان پس از شيهه كشيدن به آه جگر سوز فرياد برآوردند .
5 - جهان در سوگ و عزاى آل محمد زلزله شد ، و نزديك بود به خاطر ايشان كوههاى سخت ذوب گردد .
6 - ستارگانى غروب كرد ، و كواكبى رنگ باخت ، و پردههائى هتك گرديد ، و گريبانهائى پاره شد .
7 - بر برانگيختهشدهء از آل هاشم درود فرستاده مىشود ، و با پسرانش نبرد و كارزار مىگردد . اين بسيار عجيب است !
8 - اگر گناه من محبّت آل محمد باشد ، پس آن گناهى است كه من هيچ گاه از آن توبه نخواهم نمود .
9 - ايشانند شفيعان من در روز حشر من و در موقف من در آن وقتى كه براى نظاره كنندگان امور ناگوار و مكروه ظاهر گردد . »
آيا همين جلال و عظمت و ابَّهَت معنوى و كمال روحانى نيست كه أبو هريرة عِجْلى در برابر جنازهء مبارك امام صادق عليه السّلام ابراز مىدارد چنان كه محدّث قمّى آورده است :
و روايت شده از عيسى بن دأب كه چون جنازهء نازنين حضرت صادق عليه السّلام را روى سرير نهادند و حمل كردند به سوى بقيع براى دفن ، ابو هريرهء عِجْلى كه از شعراى مجاهرين اهل بيت شمرده مىگشت ، اين اشعار بگفت :
أقُولُ وَ قَدْ رَاحُوا بِهِ يَحْمِلُونَهُ * عَلَى كَاهِلٍ مِنْ حَامِلِيهِ وَ عَاتِقِ : 1
أ تَدْرُونَ مَا ذَا تَحْمِلُونَ إلَى الثَّرَى * ثَبِيراً ثَوَى مِنْ رَأسِ عَلْيَاءِ شَاهِقِ 2
غَدَاةَ حَثَى الْحَاثُونَ فَوْقَ ضَرِيحِهِ * تُرَاباً وَ أوْلَى كَانَ فَوْقَ الْمَفَارِقِ 3 « 1 »
هامش
( 1 ) « منتهى الآمال » ، طبع رحلى علميّهء اسلاميّه ، ج 2 ص 104 .