تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
و مذمّت اوَّل زشت است و مدح ثانى زشت است . و كسى كه در اين مسأله تشكيك كند ، با عقل خود مكابره نموده است .

خداى تعالى كار قبيح نمىكند

خداوند تعالى كار قبيح نمىكند مطلب سوم : خداوند كار قبيح نمىنمايد ، و در امر واجب و لازم اخلال نمىكند . اماميَّه و موافقانشان از معتزله بر آنند كه : از خداى تعالى فعل قبيح سر نمىزند و در امر لازم و واجب اخلال نمىنمايد ، بلكه جميع افعال او از روى حكمت و صواب صادر مىگردد . در افعال خداوند ظُلْم ، و جَوْر ، و عُدْوان ، و كِذْب ، و فاحشه وجود ندارد زيرا : ( اوَّلًا ) خداوند متعال از بجا آوردن كار قبيح غَنى مىباشد . ( ثانياً ) خداوند متعال عِلم به قبح كار قبيح دارد . چون عالم است به جميع معلومات . ( ثالثاً ) خداوند متعال عالِم است به غناى خود از فعل قبيح . و هر كس چنين باشد محال است از وى صدور فعل قبيح . و ضرورتِ حكم بدين مسأله گواه است هر كس با وجود اين اوصاف ثلاثه از او فعل قبيحى صادر گردد ، استحقاق مذمّت و ملامت را دارد . و همچنين مىگوئيم : خداوند متعال قادر مىباشد ، و شخص قادر كارى را كه انجام مىدهد حتماً بايد از روى هدف و داعى باشد . و داعى براى فعل از سه وجه خارج نيست : داعى حاجت ، يا داعى جَهَالت ، و يا داعى حِكْمَت . اما داعى حاجت در صورتى است كه عالِم به قبح فعل قبيح ، محتاج به آن بوده باشد ، پس براى رفع حاجتش از او فعل قبيح صادر مىشود . و اما داعى جهالت در صورتى است كه شخص قادر بر آن فعل ، جاهل به قبحش باشد ، در اين صورت صحيح مىباشد كه فعل از او صادر گردد . و اما داعى حكمت در صورتى است كه فعل ، نيكو باشد . فلهذا براى رسيدن به