تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
از آن به مورد دگرى نمىتوان تعدّى نمود .

داستان رضاع سالم مولى حذيفه

در « مُوَطَّأ » مالك وارد است كه : حديث كرد براى من يحيى از مالك ، از ابن شهاب كه چون از وى راجع به شير خوردن مرد بزرگسال سؤال شد ، او در پاسخ گفت : خبر داد به من عروة بن زبير كه : أبُو حُذَيفة بن عُتْبَة بن رَبِيعَة كه از اصحاب رسول الله صلّى الله عليه ( و آله ) و سلّم بود و در غزوهء بَدْر حضور داشت ، سالم را كه به وى سالِم مَوْلى أبى حُذَيْفَه مىگفتند ، پسر خواندهء خود كرده بود همانطور كه پيامبر صلّى الله عليه ( و آله ) و سلّم زيد بن حارِثَه را پسر خود خوانده بود . أبوحُذَيْفه براى سالم كه او را پسر خود مىدانست ، دختر برادرش فاطمه بنت وليد بن عُتْبَة بن رَبِيعَة را به نكاح درآورد . فاطمه در آن ايَّام از زنان مهاجرات دورهء اوَّل محسوب مىشد ، و از أفضل زنان بدون شوهر قريش بود . از آنجائى كه خداوند در كتاب خود قرآن كريم دربارهء زيد بن حارثه پسر خواندگى را برداشت و فرمود :
ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ مَوالِيكُمْ
، « 1 » در آن هنگام هر پسر خوانده‌اى را به پدرش برگردانيدند ، و اگر پدرش معلوم نبود به مولايش بر مىگردانيدند . در اين حال سَهْله دختر سُهَيل كه زن ابى حذيفه بود ، و از بَنِى عامِرِ بْنِ لَوَىّ بود حضور رسول الله صلّى الله عليه ( و آله ) و سلّم آمد و گفت : يا رسول الله ! ما اين طور معتقد بوديم كه سالم پسر ماست ، و بر ما وارد مىشد در حالى كه من با يك پيراهن
هامش
( 1 ) آيه 5 ، از سورهء 33 : أحزاب : « پسر خواندگان را به نام پدرانشان بخوانيد ، كه در نزد خداوند به حق و عدالت نزديكتر مىباشد ، و اگر پدرانشان را نمىشناسيد آنان برادران شما و مواليان شما در دين خدا هستند . » و قبل از اين آيه مىفرمايد :وَ ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ .و دربارهء زيد بن حارثه بخصوصه در آيه 37 از همين سوره مىفرمايد :وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا.