فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
آيا جايز است كه پيغمبرى امّتش را بدين گونه نماز امر نمايد ؟ ! « 1 »
در اين حال عالم حنفى مغلوب و منكوب أدلّهء عالم شافعى گرديد ، و مُفْحَم و خجل آمد ، و غيظ و غضب تمام بدنش را گرفته بود ، و گفت : اى شافعى ! خدا دهانت را بشكند ! تو كجا و ايراد بر ابو حنيفه كجا ؟ ! مذهب تو كجا و مذهب
هامش
الحدثُ يعيد الوضوء فى أثناء صلاته و يحدث بعده . فإن لم يكن قاصداً فى حدثه الاوّل تحلّل عن صلوته على الصّحّة .
( 1 ) سيد مرتضى در « الفصول المختارة » ، ج 1 ص 136 از جمله ايرادهاى بر ابوحنيفه ، ابطال مهريهء زن را شمرده است در صورتى كه شوهر بميرد و از موتش زمانى سپرى شود و به مهريّهء زن علم نباشد ، زن داراى مهريّه نخواهد شد يعنى مهريّهاش به مرور زمان ساقط مىشود . ( إنّ المرأة إذا كان لها مهرٌ فمات زوجها و تقادم موته و جهل مهر المرأة فإنّه لا مهر لها . ) انتهى . و اين حكمى است باطل . زيرا حقّ مالى و يا حكمى از بين نمىرود گرچه زمان مديدى بر آن مرور نمايد و فراموش گردد معذلك در شرع ، ثابت است و به مجرّد رجوع به محكمهء اسلام تنفيذ و به صاحبش بر مىگردد . شايد بعضى از محاكم كفر و جور اين حكم را از ابوحنيفه گرفتهاند و قانونى به اسم قانون مرور زمان جعل كردهاند كه حاصلش آن است كه : اگر كسى از دگرى طلب داشته باشد و مطالبه نكند بعد از گذشتن مدت مديدى آن طلب خود به خود از ميان مىرود . گويند : در زمان رضا خان و پسرش نظير چنين حكمى در محكمههاى ايران بوده است . و اسلام أبداً اين حكم را امضاء نمىكند و حقوق ثابته الى الأبد قابل زوال نيست .
نظير اين ابطال مهريّه زن نزد ابوحنيفه با مرور زمان ، ابطال حدّ شرابخوارى است كه گفته است : كسى كه پس از گذشتن زمانى اقرار به شرب خمر نمايد بر وى حدّ جارى نمىگردد . ( « الفصول المختارة » ج 1 ص 138 ) . و از جملهء احكام فاسدهء ابوحنيفه آن است كه در كتاب « الاصل » محمد بن حسن شيبانى در ج 1 ص 408 از استادش ابوحنيفه حكايت كرده است كه وى گفته است : مردان و زنانى را كه بر اثر حملهء اهل حرب به يكى از بلاد اسلام كشته شدهاند غسل نمىدهند و همان عملى را كه براى شهيد انجام مىدهند براى آنها انجام مىدهند . به علت آنكه كشته شدن كفّاره است و اما اطفال شهيد را واجب است غسل دهند . زيرا اطفال گناهى نكردهاند تا كشته شدن كفّاره باشد فلهذا بايد غسل داده شوند . اين است قول ابوحنيفه . اما ابو يوسف و محمد بن حسن مىگويند : اما ما رأيمان اين است كه بايد با اطفال هم همان عمل را بجاى آورد كه با شهيدان بجا مىآورند و نبايد آنان را غسل داد به جهت آنكه چون آنان گناه ندارند اين امر موجب طهارت بيشتر براى ايشان مىشود و سزاوارتر مىباشند كه حقيقةً شهيد باشند .